تطبیق نظریۀ نظم نحوی با بخش میانی آیۀ 4 از سورۀ مریم

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری دانشگاه سمنان

2 دانشیار دانشگاه سمنان

3 استادیار دانشگاه سمنان.

doi
10.22075/jlrs.2019.15894.1311
چکیده

نظم از نظر عبدالقاهر جرجانی عبارت است از پیوستگی کلمات به یکدیگر که بر ‌اساس معانی و احکام و وجوه نحوی موجود در آن‌ها به دست می‌آید. او دربارۀ قرآن معتقد است که اعجاز آن بر اساس نظم ناشی از تقدیم، تأخیر، ذکر و حذف، قصر و فصل، وصل، تعریف و تنکیر و... است. ما در این مقاله سعی می‌کنیم بر اساس نظریۀ نظم و با روش توصیفی - تحلیلی- تطبیقی، تأثیر به هم پیوستگی کلمات در خلق تصویر حاصل از استعاره در جمله «اشتعل الرأس شیبًا» از آیۀ 4 سورۀ مریم را بیان‌کنیم. زیبایی استعارۀ موجود بنا بر قول عبد‌القاهر جرجانی ناشی از عواملی همانند اسناد «اشتعال» به «الرأس»، نکره آمدن «شیباً» و مؤخّر شدن آن یا آمدن «الـ» بر سر «رأس» است. از هماهنگی عوامل بالاو با انتخاب درست مشبهٌ‌به استعاره‌ای با بیش از 10 جامع به وجود ‌آمده ‌است که تصویری کامل را پدید آورده است که بلاغیون، این استعاره را از زیباترین و نیکو‌ترین استعاره‌ها بر‌شمرده‌اند.