ارزیابی محتوای دستور در منابع آموزش زبان فارسی به غیرفارسی‌زبانان برپایه ی رویکرد دستورآموزشی

نویسندگان

1 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی،دانشگاه فردوسی

2 دانشیار گروه زبان‌شناسی،دانشگاه فردوسی

3 دانش‌آموخته‌ی دکتری زبان و ادبیات فارسی،دانشگاه فردوسی

4 دانشیار گروه زبان‌شناسی،دانشگاه علامه طباطبائی

doi
10.30479/jtpsol.2018.1540
چکیده

این مقاله می‌کوشد با معرفی اصول دستور آموزشی که رویکردی نوین در آموزش دستور به زبان‌دوم‌آموزان به‏شمار می‌رود، به ارزیابی محتوای دستور در متن­های آموزش زبان فارسی به غیرفارسی‌زبانان بپردازد. برای دست‌یابی به این هدف نخست اصول دستور آموزشی معرفی شده‌اند. این اصول مبانی نظری پژوهش حاضر به‏شمار می‌روند. در ادامه بازبینه‌ای بر پایه‌ی توجه به شکل اجرایی همین اصول طراحی شده است و پس از تأیید رواییِ محتوایی آن، دویست و شش عنوان از متن­های آموزش زبان فارسی به غیرفارسی‌زبانان (1334-1396) که در کتاب‌شناسی‌های معتبر معرفی شده‌اند و آموزش دستور بخشی از محتوای این آثار بوده است، براساس بازبینه ارزیابی شده‌اند. براساس یافته‌های این پژوهش و مطابق بررسی کتاب‌های آموزش زبان فارسی به غیرفارسی‌زبانان بیش از شصت درصد آثار منتشر شده در این زمینه یا به آموزش دستور توجه نداشته‌اند یا برپایه‌ی سلیقه و تجربه‌ی مؤلف به موضوع دستور پرداخته‌اند. همچنین در میان حدود یازده درصد از آثار نسبتاً مطلوب، هیچ کتابی به سطح میانی یا پیشرفته اختصاص ندارد، از همین رو پژوهش و تدوین کتاب‌های کاربردی مبتنی بر دستور آموزشی در زمینه‌ی آموزش زبان فارسی به غیر فارسی‌زبانان بیش از پیش ضرورت دارد.