مطالعۀ تطبیقی نشانگان تخیّل در متن و نگاره‌های منظومۀ خسرو و شیرین بر اساس روش ژیلبر دوران

نویسندگان

1 استادیار دانشگاه سمنان

2 دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه سمنان

doi
10.22075/jlrs.2019.16402.1371
چکیده

خیال، پشتوانۀ کلامی خمسۀ نظامی را می‌سازد که ریشه در مفاهیم فرهنگی و اساطیری، ذوق فکری و روح جمعی دارد. بروز تقابل‌های خیر و شر، در تضادی خیال‌انگیز، ساختار داستان خسرو و شیرین را در پس مضامین عاشقانه و عارفانه، آن را به منظومه‌ای قهرمانی تبدیل می‌کند. شناخت این ویژگی قهرمانی در منظومۀ خسرو و شیرین به مدد استفاده از روش ژیلبر دوران در تحلیل سامانه‌های تخیّل، میسّر است. پژوهش حاضر با استفاده از روش تحلیلی و با بهره‌گیری از روش ژیلبر دوران به این تقابل‌های دوگانه در منظومۀ فوق می‌پردازد. این مقاله تلاش دارد با تکیه بر دو منظومۀ شبانه و روزانه تخیّل در نظریۀ دوران، سامانه‌های تخیّل را در متن و نگاره‌های منظومۀ خسرو و شیرین تحلیل کند. در میان نسخه‌های مصوّر ایران، پس از شاهنامه، خمسه محبوب‌ترین نسخه‌ای است که هنرمندان به نگارگری آن مبادرت کرده‌اند. نمونه‌های متعدّدی از این کتاب در دورۀ تیموری، به دستور شاهزادگان دولت تیموری تهیه شده است. تحلیل حاضر بر اساس شش نگارۀ شاخص  این دوره انجام شده است. مسئلۀ اصلی، تطبیق این سامانه‌های تخیّل در متن منظومه و نگاره‌های مربوط به آن است و پژوهش تلاش دارد میزان وابستگی هنرمند نگارگر به سامانه‌های تخیّلی شاعر را روشن سازدنتایج به‌دست‌آمده نشان می‌دهد هنرمندان نگارگر در ترکیب کلّی تصاویر، به‌شدّت به عناصر خیال‌انگیز متن و توصیفات شاعر، وابسته‌اند.