بررسی زبان‌شناختی و بلاغی انواع باهم‌آیی در شاهنامۀ فردوسی

نویسندگان

1 استادیار دانشگاه ایلام

2 کارشناس ارشد از دانشگاه ایلام

doi
10.22075/jlrs.2019.15378.1262
چکیده

یکی از روابط مفهومی میان واژگان زبان، رابطۀ باهم‌آیی است که بیانگر همنشینی دو یا چند واژه است؛ به گونه‌ای که احتمال با هم آمدن آ‌ن‌ها قابل پیش‌بینی باشد. در زبان ادبی باهم‌آیی، حاصل تداعی ذهنی و ابداع ارتباطات هنری و زبانی میان اجزای کلام است. شعر فارسی از نظر رعایت تناسب و هارمونی در ابعاد مختلف سخن، همواره ممتاز بوده است و این ویژگی در شعر فردوسی نیز وجود دارد. پژوهش حاضر به منظور آشکارکردن ارزش‌های زبانی و بلاغی شاهنامه به کمک نظریۀ معناشناسی صورت پذیرفته و بیانگر آن است که زیبایی شاهنامه علاوه بر ترفندهای ادبی، مرهون شگردهای خاص زبانی و معناشناختی است. این تحقیق از نوع توصیفی و پیکره بنیاد است که بر اساس دیدگاه صفوی که خود مبتنی بر زبان‌شناسی ساخت‌گرا و در قالب نظریۀ حوزه‌های معنایی است، صورت گرفته است. پیکرۀ پژوهش مشتمل بر 1060 بیت از شاهنامه است. بررسی‌ها نشان داد که کاربرد انواع باهم‌آیی‌های همنشینی واژگانی و وجود تناسب و ارتباطات گسترده در شبکۀ روابط مفهومی، از جمله شمول معنایی، چندمعنایی، هم‌معنایی یا ترادف و تقابل معنایی به‌کاررفته در ابیات شاهنامه، می‌تواند از مهم‌ترین و پربسامدترین مختصّات سطح زبانی و ادبی شعر فردوسی باشد که به عنوان عاملی بسیار مهم در ایجاد بلاغت متنی شاهنامه محسوب می شود.