جایگاه روایتشناختی و بلاغی نیایش در مثنوی
نویسندگان
1 استادیار دانشگاه سمنان
doi
10.22075/jlrs.2019.17044.1414چکیده
اگر نیایشهای مثنوی را از چشماندازی روایتشناختی و بلاغی بنگریم، با جلوههای هنری مناجاتها آشنا میشویم و نیز جوانبی از جهانشناسی مولانا دربارۀ پیوند و گفتوگوی آدمی با خداوند. نیایشهای مثنوی غالباً ناگهانی پدیدار میشوند. گاهی سرگردان میشویم که نیایشها از زبان راوی بیرون میآیند یا از شخصیت داستان؛ حتی گاه در متن قصّه نیایش نیستند. نیایشها بیشتر در لحظههایی ویژه از ماجرا نمایان میشوند و جلوهای از شخصیترین تجربههای آدمها را مینمایند. جنس زبانی که مناجاتها در آن جلوه میکنند نیز درخور توجّه است. نیایشها از سویی در کشاکش تعلیق داستانی و از سویی در گیرودار متناقضنمای تشبیه و تنزیه نوسان دارند؛ حتی در لحظههایی راوی و شخصیت را در موقعیت تردیدآمیز دشواری قرار میدهند؛ میانة نیایش کردن یا نکردن. در این نوشتار، با روش توصیفی ـ تحلیلی نیایشهای مثنوی از چند منظر و شیوه بررسی میشود: روایتشناسی، داستانپردازی، بلاغت، زبان دین و تحلیل رابطة انسان و خدا.