جلوههای هنجارگریزی رئالیسم ایرانی در شعر دورۀ پهلوی دوم
نویسندگان
1 استاد گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه گیلان
2 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه گیلان
3 دانشجوی دکتری گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه گیلان
doi
10.22075/jlrs.2019.14896.1238چکیده
برجسته شدن شعر یک دوره و رسیدن به سبک و زبانی نو، به هنجارگریزی و کنارگذاشتن فرم، زبان، موضوع وتصویرهای سنّتی و رایج غیرکارآمد نیاز دارد که این روند در شعر دورۀ پهلوی دوم بهخاطر عوامل گوناگون، مخصوصاً نیاز جامعۀ ایران، انجام شد. نویسندگان در این مقاله با بررسی شعر این دوره در چهار موضوع اجتماعی، سیاسی، چریکی و مذهبی، به پژوهش جلوه و گسترش رئالیسم ایرانی توجّه کرده، شاهدهایی از شاعران این دوران که با هنجارگریزی، شعرشان برجسته شده است، ارائه کردهاند. همچنین با توضیح و تحلیل اشعار شاعران، مهمترین عناصر آن را با مثالهایی بیان کرده، به این نتیجه دست یافتند که هنجارگریزی موضوعی و دیگر اشکال هنجارگریزی، باعث برجستگی شعر این دوره و جلوه و گسترش رئالیسم ایرانی شد که دارای مفاهیمی متفاوت و برجستهتر از دیگر رئالیسمها و هویتی تازه برای جامعۀ ایرانی و شعر فارسی است. رئالیسمی که علاوه بر داشتن نشانههای دیگر، دارای نشانههای دینی و مذهبی است که در زندگی مردم ایران بهعنوان واقعیتی بزرگ تأثیر فراوانی دارند و جلوۀ آن در شعر فارسی، باعث برجستگی آن شده است.