تحلیل لیتوفاسیس‌ها و شرایط رسوب‌گذاری توالی آواری پالئوسن در البرز خاوری، ایران

نویسندگان

1 استاد، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران جنوب، تهران، ایران

2 دکترا، گروه زمین‌شناسی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات، تهران، ایران

3 استاد، گروه زمین‌شناسی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات، تهران، ایران

doi
10.22071/gsj.2016.41068
چکیده

در این مقاله واحد سنگ‌چینه‌ای سازند فجن به سن پالئوسن در شمال باختر شاهرود (البرز خاوری) مورد مطالعه قرار گرفته است. ترکیب سنگی اصلی سازند مزبور در مقطع مطالعه شده کنگلومرا و ماسه‌سنگ و ستبرای آن برابر با 5/172 متر است که با همبری از نوع ناپیوستگی فرسایشی موازی، لایه‌های آهکی کرتاسه پایانی را می‌پوشاند و همبری بالایی آن با سنگ‌آهک زیارت به سن ائوسن تدریجی است. بخش گسترده سازند فجن در مقطع مورد مطالعه را ارتوکنگلومرای پلی‌میکتیک و پلی‌مودال با دانه‌های گرد شده تا نیمه‎گرد شده تشکیل می‌دهد. جنس این دانه‎های آواری که به‌طور کلی کروی تا بیضوی شکل هستند، سنگ‌آهک، ماسه‌سنگ و چرت است. سنگ‌رخساره‌های کنگلومرایی پالئوسن با دو رخساره گراولی دانه‎پشتیبان (با گستردگی دانه‌ای بیشتر) به اشکال توده‌ای (Gcm) و همراه با لایه‌بندی افقی (Gh) مشخص می‌شوند که در سامانه رودخانه‌ای بریده بریده تشکیل شده‌اند. این موضوع با وجود شواهدی مانند فراوانی و بافت متراکم گراول‌ها، فابریک ایمبریکاسیون که نشان از جریان دیرینه یک‌سویه دارد، نبود فسیل به دلیل ماهیت اکسیدکنندگی محیط رسوبی، وجود عدسی‌های ماسه‌سنگی دارای لایه‌بندی مورب ناوه‌ای شکل (St) و گرد تا نیمه گرد بودن بیشتر گراول‌های موجود که نشان از دور از منشأ بودن آنها دارد، تفسیر می‌شود. فراوانی بار بستر بیشتر در اندازه پبل تا کابل، وجود گراول‌هایی در حد بولدر، نبود رسوبات گلی دشت سیلابی و تداوم جانبی زیاد لایه‌های کنگلومرایی، دلایلی هستند که محیط رسوبی شناسایی شده را از نوع رودخانه مئاندری متمایز می‌کنند. لایه‌های ماسه‌سنگی مورد بررسی با رخساره‌های دارای ریپل‌مارک (Sr) و لایه‌بندی مورب مسطح (Sp) تبیین شده، از نوع ساب‌‌لیتارنایت و کوارتز‌آرنایت هستند و در سامانه دلتایی تحت نفوذ کشند نهشته شده‌اند. معیارهای این تشخیص عبارتند از: وجود ساختار ریپل‌مارک تداخلی که نمایانگر تغییر در سوی جریان حامل ذرات آواری است، نیمه‌گرد شده تا گرد شده بودن دانه‌های ماسه که می‌تواند معرف جابه‎جایی مکرر دانه‌ها پس از ته‌نشست در محیط رسوبی باشد، جورشدگی خوب، بلوغ بافتی بالا، ناچیز بودن مقدار ماتریکس که وجه تمایز دلتای مشخص شده از انواع دیگر دلتاهاست و لایه‌بندی مورب درهم که آشکارترین نشانه از وجود جریان‌های رفت و برگشتی کشندی است.