طراحی مدل اثربخشی غنی‌سازی اوقات فراغت دانشجومعلمان دانشگاه فرهنگیان با تأکید بر فعالیتهای فرهنگی و دینی به روش مدل پارادایمی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری مدیریت بازرگانی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد زنجان. زنجان، ایران

2 دکترای تخصصی مدرسی معارف(گرایش قرآن و متون اسلامی)، استادیار گروه آموزش معارف اسلامی، دانشگاه فرهنگیان. تهران، ایران.(نویسنده مسئول). نشانی: تهران؛ دانشگاه فرهنگیان، گروه آموزش معارف اسلامی

3 کارشناس ارشد مدیریت صنعتی، گروه مدیریت دانشگاه گیلان. رشت، ایران

doi
10.22034/MIU.2023.25.285
چکیده

هدف: توجه جدّی و برنامه‌ریزی دقیق و جامع از سوی مسئولان ملی و استانی برای غنی‌سازی اوقات فراغت دانشجومعلمان به علت حساسیت این قشر در تعلیم و تربیت آیندگان، لازم و ضروری است؛ لذا هدف این پژوهش، ارائۀ مدلی اثربخش در راستای غنی‌سازی اوقات فراغت با تأکید بر فعالیتهای فرهنگی و دینی به منظور تحقق راهبردهای منشور فرهنگی- دینی دانشگاه فرهنگیان بود. روش: پژوهش حاضر به لحاظ هدف، توسعه‌ای-کاربردی است. در پژوهش حاضر برای مرور مبانی نظری و پیشینۀ پژوهش، از مطالعات کتابخانه‌ای و اسنادی و برای گردآوری داده‌های میدانی از ابزار مصاحبۀ نیمه ساختاریافته بهره گرفته شد. جامعۀ آماری پژوهش متشکل از سه دسته کارکنان ستادی دانشگاه فرهنگیان، اساتید و اعضای هیئت علمی و دانشجومعلمان بود که از بین آنها 30 نفر با استفاده از روشهای نمونه‌گیری غیر احتمالی قضاوتی و گلوله‌برفی انتخاب شدند. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها، از روش آمار توصیفی برای تبیین اطلاعات جمعیت‌شناختی مصاحبه‌شوندگان و از روش نظریۀ داده‌بنیاد و مدل پارادایمی استراوس و کوربین برای کدگذاری باز، محوری و گزینشی و طراحی مدل استفاده شد. یافته‌ها: پس از تحلیل داده‌ها، مدل اثربخش غنی‌سازی اوقات فراغت دانشجومعلمان مبتنی بر 31 عامل علّی در پنج دسته(عوامل روان‌شناختی، فردی- شخصیتی، ارتباطی و تعاملی، جمعیت‌شناختی و نگرشی- اعتقادی)؛ 15 عامل زمینه‌ای در سه دسته(عوامل سازمانی و آموزشی، مدیریتی و زیرساختی)؛ 17 عامل مداخله‌گر در چهار دسته(فرهنگی و اجتماعی، فنّاورانه، نهادی- سیاسی و اقتصادی- مالی)؛ 30 راهبرد در شش دسته(اقدامات راهبردی مدیریتی و ساختاری، تعاملی، پشتیبان و تسهیلگر، توسعه‌گرا و زیرساختی، دانشی، فنّاورانه و آینده‌نگر و مشورتی و ترویجی) و 30 پیامد خُرد و کلان در دو دسته(پیامدهای شغلیِ فردی و اجتماعی) طراحی شد. نتیجه‌گیری: مدل نهایی ارائه‌شده می‌تواند مبنایی برای مدیران ارشد ملی و استانی دانشگاه فرهنگیان برای غنی‌سازی اوقات فراغت دانشجومعلمان در عصر حاضر باشد و مدیران بر اساس راهبردهای شش‌‎گانۀ تعریف‌شده در این پژوهش، می‌توانند اقداماتی متناسب برای غنی‌سازی اوقات فراغت دانشجومعلمان با تکیه بر فعالیتهای فرهنگی و دینی ارائه دهند.