بلاغت تمثیل، در پرتو رویکردهای مختلف بلاغی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه علامه طباطبائی

2 استادیار زبان و ادبیات عرب دانشگاه علامه طباطبائی

doi
10.22075/jlrs.2018.14155.1160
چکیده

اصطلاح «بلاغت» در ادب اسلامی و معادل آن در سنّت ادبی غرب، یعنی اصطلاح «رتوریک» (Rhetoric)، تا به امروز سه مفهوم اصلی داشته است: نخستین مفهوم، دریافت ارسطویی از بلاغت است که بیشتر آن را با خطابه و فنون و ابزار اقناع مخاطب مرتبط می‌سازد؛ دیگر، مفهوم زیبایی‌شناختی یا ادبی است که بلاغت را با شعر و فنون و ابزار تخییل پیوند می‌دهد؛ و سرانجام رویکرد جدید به بلاغت که سعی دارد دامنۀ شمول این علم را فراتر برد؛ به گونه‌ای که دو مفهوم پیشین را توامّان شامل شود. «تمثیل» ازجمله شگردهای بلاغی است که در طول تاریخ بلاغت، تمامی رویکردها به آن توجه داشته‌اند. به‌عبارت‌دیگر، ظرفیت‌های زیبایی‌شناختی و اقناعی تمثیل موجب شده است در آثار بلاغت‌نگاران با دریافت‌های مختلف از مفهوم بلاغت رو به رو شویم. هدف از این پژوهش، بازخوانی تعاریف و دیدگاه‌های مختلف بلاغت‌نگاران درمورد تمثیل و تبیین قدرت بلاغی آن در پرتو رویکردهای گوناگون به بلاغت است.

کلیدواژه‌ها