بررسی مؤلفه‌های زبانی پسامدرن در داستان «دوباره از همان خیابان‌ها» نوشته بیژن نجدی

نویسندگان

1 دانشیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه سمنان

2 دانشجوی دکتری دانشگاه محقق اردبیلی

doi
10.22075/jlrs.2018.12243.1071
چکیده

یکی از خصوصیات عمدة داستان‏نویسی دهه‏های شصت و هفتاد در ایران، تلاش برای گشودن دریچه‏هایی تازه به جهان داستان و بالابردن سطح داستان‌نویسی است. در بین تلاش‏های انجام‌شده میان داستان‏نویسان این دو دهه، کارهای اندک بیژن نجدی، جایگاهی خاص دارد؛ چراکه آثار این نویسنده، از زمینه‌های مهم ظهور و پیدایش رویکرد پست‌مدرنیسم در عرصة داستان‌نویسی معاصر ایران به شمار می‌رود. در این مقاله، سعی بر آن است که علاوه‌بر ارائة تحلیلی پسامدرنیستی از داستان کوتاه «دوباره از همان خیابان‌ها» نوشتة بیژن نجدی، عناصر بلاغی مرتبط با پسامدرنیسم و ارتباط آن‌ها با شاعرانگی نوشتار نجدی مشخص شود. برای این منظور، ابتدا پسامدرنیسم و مؤلفه‌های برجسته‌ای از ادبیات داستانی آن همچون اتّصال کوتاه، فراداستان، محتوای هستی‌شناسانه، فروپاشی روایت‌های کلان و... با تکیه بر نظریه‌های منتقدان برجستة این حوزه، همچون دیوید لاج، پاتریشیا وُ، بری لوئیس و دیگران به اختصار بیان شده، سپس وجود هرکدام از این عناصر با ذکر نمونه‌هایی از داستان اثبات می‌شود. می‌توان گفت علاوه‌بر آنکه حضور این مؤلفه‌ها در کنار یکدیگر، حکایت از پسامدرنیستی ‌بودن این اثر دارد، عناصر بلاغی نیز در قالب شاخصه‌های زیاده‌روی و آیرونی بر شاعرانگی اثر افزوده‌اند.