مفهوم‌سازیهای استعاری و مبانی فرهنگی آن در ادبیات فارسی ‏(مطالعه موردی: استعاره عشق به مثابه جنگ)‏

نویسندگان

1 دانشیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد رشت، ایران، رشت

2 کارشناس ارشد از دانشگاه آزاد اسلامی واحد رشت

doi
10.22075/jlrs.2018.14264.1164
چکیده

استعاره‌ در مفهوم‌سازی و در نحوۀ درک افراد، نقشِ مهمی را ایفا می‌کند و امروزه به‌‌عنوان یکی از ابزارهایِ تشکیل‌دهندۀ نظام شناختیِ انسان محسوب می‌شود. با بررسی استعارات در هر زبانی می‌توان تا حدی به اندرون ذهن کاربران آن زبان راه یافت. به‌سختی می‌توان باور کرد عشق که لطیفه‌ای روحانی و عاطفی و مطلوب همۀ افراد و ملت‌هاست، به چیزی چون جنگ انگاشته شود که منفور همگان است؛ امّا در ادبیات فارسی چنین استعاره‌هایی وجود دارد. هدف از این مقاله، بازخوانی و انعکاس استعاره‌های عشق در قالب واژگان جنگ، در دو اثر ادبی (غزلیات) عطار و عراقی است. نتایج حاصل از این مقاله، استفاده از گسترۀ واژگانی حوزۀ جنگ و انطباق و وام‌دهی آن به حوزۀ عشق را ثابت می‌کند. جایگزینی و انتزاع‌زدایی واژگان این حوزه، اندیشه‌های پنهان صاحبان اثر و نیز تبعیت این خرده‌نگاشت‌ها را از یک کلان‌استعارۀ مفهومی «عشق انسان است»، نشان می‌دهد. نمونۀ این استعاره‌ها به‌قدری در ادبیات فارسی پربسامد است که گویا بدون یاری از حوزة مادّی جنگ نمی‌توان چیزی از حوزة معنوی عشق بیان کرد.