نظم نحوی و نقش آن در ادبیت سخن
نویسندگان
1 استاد دانشگاه فردوسی مشهد
doi
10.22075/jlrs.2018.15391.1265چکیده
اصطلاح «نظم» در ادبیات پارسی دری، ناظر بر دو معنی است: یکی وزن عروضی و دیگری نظم نحوی. این جُستار، مفهوم نظم را یک کیفیت زیباشناختی در نحو سخن میداند و آن را از اصطلاح نظم بهمعنی وزن عروضی جدا میکند. نخست، نظریۀ نظم و تبار آن را معرفی میکند؛ سپس با تبیین دو مفهوم نظم پایه (ساخت نحوی دستورمند) و نظم هنری (ساخت نحوی دستورگریز) میکوشد تا نقش دستورگریزی نحوی را در فرایندِ هنری شدنِ سخن و شکلگیری ادبیّت سخن به بحث گذارد و ارزش دستورگریزی را در سخن ادبی نشان دهد. از طریق دستکاری نحوی نوسازی اطّلاع، آشناییزدایی هنری حاصل میشود. در این مقاله مفهوم دینامیسم نحوی نیز بهعنوان یک فرایند زیباشناختی در خواندن شعر مطرح شده است.