برجستگیهای نقش قافیه در شعر فارسی، از آغاز تا سدهی هشتم
نویسندگان
1 دانش آموخته دکتری از دانشگاه بوعلی سینا
2 استاد دانشگاه بوعلی سینای همدان
doi
10.22075/jlrs.2018.11146.1029چکیده
قافیه همواره، از ارکان اصلی و کلیدی شعر فارسی بوده است؛ ازهمینرو، شاعران زمانی را صرف قافیهپردازی کرده و به آن اهمیت زیادی دادهاند. از سدههای ابتدایی شعر فارسی تا به امروز، تغییرات زیادی در قافیهها رخ داده است. گونهای از قافیهها را در شعر برخی از شاعران میبینیم که تا زمان خاصی وجود داشته و بعد از آن به کار نرفتهاند؛ قافیههای «اماله» و قافیههای «دال – ذال» ازجمله این قافیهها است. امالهکردن واژههای قافیه، مختص واژههای عربی نبوده و در واژههای فارسی نیز بهکار رفته است؛ امّا اغلب این قافیهها عربی هستند که با یاهای مجهول همقافیه شدهاند. قافیههای اماله در دورههای نخستین شعر فارسی اندکاند؛ امّا در دورههای بعد بیشتر میشوند. این نوع قافیهها و قافیههای «دال – ذال» تقریباً تا قرن هشتم به کار رفتهاند. در قافیههای دال – ذال، «ذال معجمه» و «ذال عربی» با هم قافیه شدهاند.در دورههای بعد که در تلفّظ این واژههای فارسی تحولاتی صورت گرفته و همة ذالهای معجمه به دال مهمله تغییر یافتهاند، تلفّظ ذال عربی بر جای مانده است و ما از طریق این نوع قوافی، میتوانیم به تلفّظ ذال معجمه پی ببریم که شبیه به ذال عربی است یا همان تلفّظ را دارد. مورد دیگر، بررسی دخل و تصرفاتی است که شاعران در واژة قافیه صورت دادهاند. شاعرانی مانند سنایی، مولوی و سعدی از این لحاظ، نوعآوری بیشتری داشتهاند و مولوی از همه شاخصتر است. این مقاله به بررسی موارد مذکور در شعر شاعران فارسی از قرن چهارم تا قرن هشتم میپردازد که دورة رشد و تکوین شعر فارسی است.