تصویرسازی با عاطفۀ اندوه و حسرت در اشعار سیاوش کسرایی

نویسندگان

1 دانشگاه علوم پزشکی شیراز، بخش فارسی، مدرس دانشکده پیراپزشکی استهبان

2 دانشیار دانشگاه علوم پزشکی شیراز، بخش فارسی، دانشیار دانشکده پیراپزشکی شیراز

doi
10.22075/jlrs.2018.6683.
چکیده

  هنر با غلبۀ احساس و عاطفه بر روح هنرمند آغاز می‌شود و او را به سرودن، خلق‌کردن و ایجاد اثر هنری وا می‌دارد؛ این واکنش که حاصل تجربیات روحی هنرمند است، یکی از عناصر اصلی و محرک در سرودن شعر محسوب می‌شود. یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های آدمی، عاطفه‌ورزی است. این ویژگی طرز نگاه انسان و ازجمله هنرمند را نسبت به پدیده‌ها و مفاهیم هستی تبیین و مشخص می‌کند. عاطفه در قلمرو آفرینش هنری، یعنی نحوۀ برخورد درونی هنرمند با پدیده‌های جهان بیرون. اصلی‌ترین مظاهر عاطفه عبارت‌اند از شادی،‌ غم، عشق، نفرت، یأس، امید و حسرت. عاطفۀ غم همواره در شعر سیاوش کسرایی جایگاه ویژه‌ای دارد. عاطفۀ غم و حسرت در شعر کسرایی بیان دلتنگی و حسرت‌های شاعر نسبت به گذشته‌ و چیزهایی است که در زمان حال آ‌ن‌ها را از دست داده است. اوضاع و احوال سیاسی- اجتماعی و به‌طورکلی وضع زندگی او در ایجاد این حس اندوه و حسرت بسیار مؤثر بوده است. هدف این مقاله بررسی عاطفۀ حسرت و اندوه و جایگاه و نقش آن در مجموعه اشعار سیاوش کسرایی است که با روش توصیفی- تحلیلی به آن پرداخته شده است. روش تحقیق بدین گونه است که ابتدا تعاریف لازم کاوش درخصوص زیرساخت عاطفه و عاطفۀ اندوه گردآوری شده‌ و در توضیح این زیرساخت به انضمام مثال‌های شعری مرتبط از اشعار کسرایی، پیکرۀ اصلی پژوهش مورد تجزیه‌وتحلیل قرار گرفته است. کسرایی به‌منظور انتقال این عاطفه به مخاطب از تمهیداتی متناسب با احساس اندوه و حسرت، فضاسازی، تناسب موسیقیایی و... بهره برده است.  نتایج این پژوهش نشان می‌دهد عاطفۀ حسرت و اندوه در شعر کسرایی نمودی چشمگیر و محوری دارد و می‌تواند از دلایل ماندگاری شعر او به شمار آید. دلایل حسرت‌های کسرایی را می‌توان به دو دستۀ اندوه‌یادهای شخصی و حسرت‌های اجتماعی در روساخت کلام و عناصر زیبایی‌شناسانۀ آن، ازجمله تصاویر شعری، آوا، وزن، واژگان و تقسیم بندی کرد.