استعاره‌ها و کنایات بدیع، دو خصیصۀ مهم سبکی در غزلیات بیدل

نویسندگان

1 مدرس دانشگاه آزاد اسلامی واحد سلماس

2 استادیار و عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد سلماس

doi
10.22075/jlrs.2018.10664.1013
چکیده

یکی از  عوامل ابهام در شعر  بیدل دهلوی که نقش چشمگیری در نوآوری، تأثیرگذاری  و لذت‌بخشی آن دارد و از ویژگی‌های سبکی بیدل، محسوب می‌شود، روی‌گردانی آگاهانه از ساختارهای کلیشه‌ای و گوش‌آشنا در حوزۀ  معنا و خیال است که به‌ترتیب در استعاره و کنایه نمود بیشتری یافته است. از نظر کارکرد  هنری می‌توان استعاره را در گسترۀ غزل بیدل به دو دستۀ آسان و دشوار تقسیم کرد: یکی استعاره‌هایی با جامع آسان که ابهام زیادی ایجاد نمی‌کنند اما گروه دیگر استعاره‌های هستند که با بسامد بالا نقش اساسی در ابهام و برجستگی کلام بیدل دارند. در  باب کنایه نیز گفتنی است، آن دسته از کنایاتی، غریب و ناآشنا هستند که ریشه در آداب و رسوم، فولکلور و زبان گفتاریِ ایرانی و هندی و بیان  نمادین بیدل دارند و تنها کلید این در، آشنایی با آداب و رسوم و شیوۀ زندگی و خصوصیات زبانیِ این شاعر ساختارشکن است. این مقاله کوشیده است ابتدا با بحثی مختصر،گسترۀ  نوآوری معنایی را مشخص کرده، پس از آن  با ذکر مثال‌هایی دشوار و دیرآشنا،  نحوۀ هنرنمایی  بیدل را تبیین کند.