ریشه‌شناسی تبارشناختی و کاربرد آن در زبان فارسی

نویسندگان

1 گروه زبان و ادبیات فارسی/ دانشکده ادبیات و زبانهای خارجی/ دانشگاه کاشان

doi
10.22075/jlrs.2018.13402.1125
چکیده

تبارشناسی به مفهوم امروزی آن، زادة اندیشه‌ورزی‌های فریدریش نیچه و میشل فوکو است. نیچه با جداسازی تبارهای اخلاقی کوشید وجود این تبارها را به رفتارهای طبقات اجتماعی منتسب کند. فوکو ضمن پیگیری کار نیچه، مفهوم تبارشناسی را بر پایة شناخت نقاط انفصال و گسستگی درون تبارها با سیر وارونه از امروز به گذشته بنا نهاد. هرچند نیچه در این‌باره از فقه‌اللغه متأثر بود، هنوز ریشه‌شناسی تبارشناختی پدید نیامده است. مقالة حاضر به معرفی این روش ریشه‌شناسی اختصاص دارد. مسئلة پژوهش در این مقاله چیستی مبانی نظری و عملی چنین روشی است. رویکرد پژوهش، طبق الگوی فوکویی تبارشناسی، مبتنی بر شناخت نقاط انشعاب در تبارهای واژگانی امروزی انتخاب شده است. ضمن بیان مبانی نظری ریشه‌شناسی تبارشناختی، ارزش برابر زبان‌های خویشاوند و ارزش درونی آن‎ها و همچنین ضمن بیان مبانی عملی این روش، چگونگی شناسایی تبارهای واژگانی و جداسازی خاندان‌ها و خانواده‌های درون آن‌ها موردبحث قرار گرفته‌ است. سرانجام براینمونهریشه‌شناسی تبار واژگانیآتشرا عرضه کرده‌ایم. این تبار واژگانی،دست‌کم هفتخاندانوهرخاندان،یک تا چندخانوادهداردکهارتباطبیشترآن‌هاتاکنونچندانشناختهنبودهاست.