مقایسه ی واژه های پایهی زبان فارسی در شش پژوهش
نویسندگان
1 دانش آموخته کارشناسی ارشد آموزش زبان فارسی به غیرفارسی زبانان
2 دانشیار گروه زبانشناسی - دانشگاه علامه طباطبایی
3 دانش آموخته کارشناسی ارشد آموزش زبان فارسی به غیرفارسی زبانان
doi
چکیده
یکی از مهمترین مؤلفهها در آموزش زبان خارجی/ دوم، واژههای زبان است. بسیاری از کارشناسان آموزش زبان معتقدند که اهمیت این مؤلفهی زبانی به-حدی است که یادگیری زبان با یادگیری واژه مترادف شده است؛ به همین جهت چگونگی گزینش و سطحبندی محتوای واژگانی در منابع درسی از مسائل مهم در حوزهی زباندومآموزی به شمار میرود. استفاده از صورت نشاندار واژههای زبان و گنجاندن سلیقهای واژهها در منابع آموزش زبان فارسی، یکی از بزرگترین چالشها در سر راه یادگیری زبان فارسی است. در پژوهش پیشرو سعی ما بر این بوده است که با استفاده از متون مطبوعاتی و استخراج و بسامدگیری واژههای موجود در این متون، به فهرستی از واژههای پرکاربرد زبان فارسی دست پیدا کنیم. بدین منظور پیکرهای بیش از یکمیلیون و دویست هزار واژه در 7 زمینهی موضوعی فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، ورزشی، علمی، اقتصادی و ادبیات داستانی در طول 100 روز کاری از روزنامههای کثیرالانتشار استخراج شد و در پایگاه دادههایی که جهت انجام این پژوهش تولید شدهاست ثبت شد. در مرحلهی بعد واژهها برچسبگذاری و بسامدگیری شدند که پیرو آن به جدول «جمع بسامدها» نیز دست یافتیم. پس از دستیابی به واژههای پربسامد استخراج شده از پژوهش حاضر، به مقایسهی این واژهها با نتایج سایر پژوهشها، از جمله حمید حسنی (1384)، بیجنخان (1390)، محکوب (1387)، همشهری (2009) و نعمتزاده و همکاران (1390) و اعتبارسنجی یافتههای پژوهش پرداخته شد. نتیجهی این مقایسه حاکی از اختلاف حدود 30 درصدی با پژوهشهای مشابه است. این اختلاف طبیعی به نظر میرسد؛ زیرا منبع دادههای این پژوهشها یکسان نیست.