معماری زبان؛ پیشنهادی در طبقه‌بندی عناصر زیبایی سخن

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه سمنان

2 استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه سمنان

doi
10.22075/jlrs.2018.14278.1165
چکیده

 گرچه سابقه نگارش کتب بلاغی و معرفی صنایع ادبی در زبان فارسی، به حدود هزار سال می‌رسد، از طبقه‌بندی علمی عناصر زیبایی سخن در آثار کهن چندان خبری نیست. در دهه‌های اخیر متناسب با نگاه متأثر از جریان‌های ادبی جدید و رشد زبان‌شناسی، پژوهش‌هایی در این زمینه رخ نموده ‌است. با این حال به‌دلیل روشن‌نشدن روابط متقابل صنایع، مبهم‌بودن ارزش زیبایی‌شناسی آن‌ها و دیده‌نشدن جایگاه هر عنصر ادبی در نظام اندام‌وار اثر، این طبقه‌بندی‌ها هنوز توقع اهل ادب را برآورده‌ نکرده ‌است. در این مقاله بعد از بررسی و تحلیل متون قدیم و جدید بلاغی، شیوه «معماری زبان» برای طبقه‌بندی صنایع ادبی پیشنهاد می‌شود. این شیوه با محوریت تداعی شکل می‌گیرد. معماری زبان، صنایع ادبی را در چهار سطح لفظی، معنایی، دیداری و وزنی طبقه‌بندی می‌کند. در این شیوه به جامعیت طبقه‌بندی، ارزش زیبایی‌شناختی صنایع و نقش آ‌ن‌ها در ساختار و محورهای افقی و عمودی شعر و شکل‌گرفتن نظام زبان و هندسه ذهنی خاص هر شاعر توجه شده ‌است. نتایج این پژوهش گامی کوچک در مسیر تبیین معماری زبان و تداعی‌پژوهی در عرصه ادب فارسی به‌ویژه شعر، محسوب می‌شود.