تبیین شناختی طرحوارهها و استعارههای حرکتی در شعر «مسافر» سهراب سپهری
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری دانشگاه مازندران
doi
10.22075/jlrs.2018.12941.1107چکیده
زبانشناسان شناختی، هر نوع فهم و بیان انتزاعی را که در قالب مفاهیم ملموس ارائه شود، کاربرد استعاری زبان میدانند؛ چراکه معتقدند انسان در اثر ارتباط با جهان پیرامون خویش، مفاهیمی را به شکل طرحوارههایی تصویری در ذهن خویش خلق میکند. یکی از این طرحوارهها، طرحوارههای حرکتی است که پژوهش حاضر به بررسی آن در شعر سهراب سپهری پرداخته است. نتایج بهدستآمده حاکی از آن است که شعر نمادین و عرفانی «مسافر» سرشار از مضامین انتزاعی و طرحوارهای کلی از مفهوم سفر است. غالب استعارههای این شعر از نوع حرکتی است که برای رساندن مفاهیم مربوط به سفر به کار گرفته شده، نقش بسیار مهمی در ترسیم تصاویر ذهنی شاعر دارد.