رابطۀ زبان و قدرت در نخستین شعر نو فارسی (تحلیل گفتمان انتقادی شعر «وفای به عهد»)

نویسندگان

1 گروه زبانشناسی، دانشکدۀ ادبیات فارسی و زبانهای خارجی، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران

2 رشتۀ زبان و ادبیات فارسی، دانشکدۀ ادبیات فارسی و زبان های خارجی، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران

3 زبان و ادبیات فارسی، دانشکدۀ ادبیات فارسی و زبانهای خارجی، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران

doi
10.22075/jlrs.2018.13977.1150
چکیده

مطالعۀ رابطۀ کاربرد زبان در آثار ادبی و مناسبات قدرت، پژوهش‌های ادبی را به علوم اجتماعی و زبان‌شناسی پیوند می‌دهد. ادبیات مشروطه، با توجه به بسامد بالای طرح موضوعات سیاسی و اجتماعی در آن، از این حیث مستعد بررسی کاربردهای زبانی ایدئولوژیک و رابطۀ آن با مناسبات قدرت است، مخصوصاً شعر نو که در پیوند با تجددگرایی سیاسی و اجتماعی پدید آمد. نخستین شعر نو فارسی را ابوالقاسم لاهوتی در سال 1288 هـ.ش با عنوان «وفای به عهد» سرود. این پژوهش با کاربست مدل سه‌بعدی فرکلاف در تحلیل گفتمان انتقادی به بررسی رابطۀ کاربرد زبان در این شعر و مناسبات قدرت در عصر تولید آن می‌پردازد و می‌کوشد کاربردهای زبانی را در این شعر از این منظر تبیین کند؛ یعنی در پی آن است که با تحلیل دقیق زبان‌شناختی متن، نشان دهد که چه گفتمان‌هایی در متن مفصل‌بندی شده‌اند و این مفصل‌بندی چه ارتباطی با مناسبات قدرت در عصر تولید متن دارد. بدین منظور، از دستور نظام‌مند نقش‌گرای هلیدی، در سطح توصیف و بخشی از تفسیر، و از بخشی از آرای لاکلو و موف در سطح تفسیر بهره برده می‌شود. بررسی این شعر نشان می‌دهد که در آن گفتمان مشروطه، فمینیسم و اسلام مفصل‌بندی شده است و این مفصل‌بندی نظام سیاسی استبدادی و ساختارهای اجتماعی مردسالارانه را زیر سؤال می‌برد و نظام سیاسی مشروطه و ساختارهایی را که به زنان، نسبت به گذشته، قدرت بیشتری می‌دهد ترویج می‌کند.