تأثیر مکمّل‌گیری کوتاه‌مدّت ال ـ گلوتامین بر کورتیزول بزاقی و میزان جریان بُزاق پسران فعّال به دنبال یک فعّالیّت درمانده‌ساز

نویسندگان

1 استادیار دانشگاه مازندران

2 استادیار دانشگاه مازندران

3 دانشجوی کارشناسی ارشد تربیت بدنی دانشگاه مازندران

doi
چکیده

هدف پژوهش حاضر، مطالعة تأثیر مکمّل‌گیری کوتاه‌مدّت ال-گلوتامین بر سطوح کورتیزول و میزان جریان بُزاق پسران فعّال به دنبال انجام یک وهله فعّالیّت درمانده‌ساز بوده است. به همین منظور 23 پسر فعّال با میانگین سنّی20/1 ±77/18 سال، وزن 5/4±42/57 کیلوگرم و حدّ اکثر اکسیژن مصرفی 31/2± 96/42 میلی‌لیتر به ازای هر کیلوگرم وزن بدن انتخاب و به صورت تصادفی و در یک طرح دوسوکور به دو گروه گلوتامین و دارونما تقسیم شدند. آزمودنی‌ها در دو روز جداگانه و با فاصله چهار روز، آزمون بیشینه بروس را تا رسیدن به حدّ واماندگی اجرا کردند. در فاصلة بین اجرای آزمون‌ها، گروه گلوتامین به ازای هر کیلوگرم وزن بدن مقدار 1/0گرم مکمل ال-گلوتامین به همراه 1/0 گرم شکر بدون لیموناد و گروه دارونما نیز فقط شکر بدون لیموناد را به میزان 1/0 گرم به ازای هر کیلوگرم وزن بدن مصرف کردند. هفت دقیقه پس از اجرای آزمون بیشینه بروس، نمونه‌های بزاق غیر تحریکی آزمودنی‌ها برای اندازه‌گیری غلظت کورتیزول بزاق جمع‌آوری شد. هم‌چنین بیست دقیقه پس از اجرای آزمون بیشینه بروس، میزان جریان بزاق آزمودنی‌ها مورد ارزیابی قرار گرفت. داده‌های حاصل با استفاده از آزمون‌های t همبسته و t مستقل تجزیه و تحلیل شد. نتایج این تحقیق، نشان داد که مکمل‌سازی کوتاه‌مدّت گلوتامین، تأثیر معناداری بر مقادیر درون گروهی کوتیزول و میزان جریان بزاق داشته، در حالی که تغییرات بین گروهی این شاخص‌ها، معنادار نبوده است. به طور خلاصه با توجّه به نتایج پژوهش حاضر می‌توان گفت این این فرضیّه که کاهش گلوتامین پلاسمایی به دنبال یک فعّالیّت شدید درمانده‌ساز با سرکوب بعدی عمل‌کردِ ایمنی مرتبط است، تأیید نمی‌شود.