چارچوب مفهومی پاسخگویی در سیستمهای اجتماعی مبتنی بر قرآن کریم؛ توسعۀ یک دیدگاه اسلامی: اعتباریابی در دانشگاهها
نویسندگان
1 پیام نور
2 دکترای مدیریت آموزشی، دانشیار گروه مدیریت و برنامهریزی، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه شیراز. شیراز، ایران.
3 دکترای مدیریت آموزشی، دانشیار گروه مدیریت و برنامهریزی، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه شیراز. شیراز، ایران.
4 دکترای برنامهریزی درسی، استاد تمام گروه مدیریت و برنامهریزی، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه شیراز. شیراز، ایران.
5 دکترای فقه و مبانی حقوق اسلامی، دانشیار گروه علوم قرآن و حدیث، دانشکده علوم و معارف اسلامی دانشگاه شیراز. شیراز، ایران.
doi
10.22034/miu.2021.1246چکیده
هدف: این پژوهش با هدف توسعۀ چارچوب مفهومی پاسخگویی مبتنی بر قرآن کریم و از طریق یک طرح ترکیبی چندمطالعهای انجام شده است. روش: در فاز اول پژوهش، با روش فرایند چرخهای تحلیل که مشتمل بر چهار مرحلۀ گردآوری دادهها و اطلاعات، تقلیل دادهها، سازماندهی دادهها و تفسیر بود، چارچوب مفهومی اولیه به دست آمد. جامعۀ آماری پژوهش در این مرحله، کلیۀ آیات قرآن کریم بود و پیامها و مفاهیم مرتبط با مفهوم پاسخگویی در آیات قرآن کریم بررسی شد. در فاز دوم، چارچوب مفهومی به دست آمده برای اعتباریابی در اختیار اساتید دانشگاهی قرار گرفت. جامعۀ آماری شامل 20 نفر از صاحبنظران متخصص و مجرّب در حوزۀ آموزش عالی بود که با توجه به مشخص شدن حجم مشارکتکنندگان بالقوه، با استفاده از روش رویکرد نمونهگیری هدفمند از نوع معیار و با در نظر گرفتن ملاک اشباع یافتهها، از میان اعضای هیئت علمی انتخاب شدند. در بخش کمّی، 616 نفر از اعضای هیئت علمی برای اعتباریابی چارچوب مفهومی به دست آمده انتخاب شدند و چارچوب مد نظر طی یک فرایند تحقیق کمّی و کیفی همزمان و از طریق همسوسازی، اعتباریابی شد. یافتهها: حاصل این بررسی، گردآوری و احصای 306 مفهوم فراگیر و سپس دستهبندی و مفهومسازی این کدها و مفاهیم، ذیل 92 کد محوری بر اساس قرابت محتوایی و در نهایت شکلگیری طبقهبندی نهایی مبانی، موانع و عوامل زمینهساز با 21 گویه پاسخگویی در سه حوزۀ شناختی(ادراکی ذهنی)، عاطفی(بینشی نگرشی) و رفتاری(عملی) به عنوان چارچوب مفهومی پاسخگویی در سیستمهای اجتماعی مبتنی بر قرآن کریم شد. نتیجهگیری: این پژوهش چارچوب مفهومی جدیدی را پیش روی سازمانها و سیستمهای اجتماعی مختلف ترسیم کرد که با توجه به دلایل عقلی و شواهد مرتبط با لزوم توسعۀ علوم انسانی اسلامی بومی و نیز تجربۀ حاصل از این پژوهش و چارچوب حاصل شده و قابلیتهای ساختاری و کارکردی آن میتواند برای پاسخگویی در سیستمهای اجتماعی در طیف وسیعی از سازمانها، به خصوص دانشگاهها به کار گرفته شود.