تحلیل آشنازدایی در شعر «با چشمها» ی احمد شاملو
نویسندگان
1 استایار پژوهش هنر دانشگاه سمنان
2 دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه سمنان
3 دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه سمنان
doi
10.22075/jlrs.2017.6748.چکیده
مقاله حاضر میکوشد بهنقد فرمالیستی شعر با «چشمها»ی احمد شاملو بپردازد. بدین منظور این تحلیل بر مهمترین مؤلفه نقد فرمالیستی یعنی «آشناییزدایی» متمرکز است و هدف آن آشکار کردن تمهیدات و صناعات بهکاررفته در این شعر و بررسی چرایی و چگونگی ایجاد حس و لذت زیباشناختی است. شعر «با چشمها» بیاطلاع از زمینه و زمانه اجتماعی مرتبط، لذتبخش و احترامبرانگیز است. در این میان، رویکرد فرمالیستی ابزاری برای خوانش دقیق این شعر فراهم میآورد و مخاطب را با تمهیدات و صناعات اثر آشنا میکند. در نهایت آشناییزدایی بهمثابه ابزار این روش، ارتباط اجزا، ،موسیقی واژگان، لحن و معنا، تنشها و نحو را با شعر یعنی جسمانیت کلمات بههمپیوسته روی کاغذ بر مخاطب آشکار میکند. جایگشتِ فرمها، واژگان و مفاهیم و معانی و موسیقی آشنا با تأکید انواع گریز با نوع عادتشکن آن توضیح میدهد و از ادراک عادتزده مخاطب غبارروبی میکند. رویکرد تحلیلی- توصیفی شعر با «چشمها»، نشان میدهد که شاملو برای نمونه با کاربرد ترکیبهای آرکائیک در «از کیستان نرفته»، ابهام در نسبت دادن صفت به مضاف یا مضاف الیه در «دریچه خورشید چارطاق»، واجآرایی در «من درد در رگانم حسرت در استخوانم» و نیز هنجارگریزی تصویری در تکرار عمودی و سهضربی «قطره، قطره، قطره» و... چگونه به انواع هنجارگریزی برای خلق شعرش توسل جسته است. تحلیل هنجارگریزیها نشان میدهد «با چشمها» ذهن، زبان، اندیشه و ادراک مخاطب را در سه سطح زبان، مفاهیم و اشکال ادبی به بازی میگیرد و همین پررنگترین دلیل حضور آن در ذهن و روان مخاطب است.