ادبیات عامه (ضربالمثل ها و کنایات ) و بازتاب آن در رمانهای «جلال آلاحمد»
نویسندگان
1 دانش آموخته کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی
2 استادیار و عضو هیأت علمی دانشگاه پیام نور مرکز نجف آباد (تخصص عرفان و ادبیات معاصر).
doi
10.22075/jlrs.2017.11258.1031چکیده
بخش گسترده و مهمّی از فرهنگ و ادبیات عامّه هر ملّت، ادبیات شفاهی یا فولکلور است. این نوع ادبی شامل عادات، سنن، افسانهها، قصهها، باورها، آیینها، ترانهها، آداب و رسوم و ضربالمثلها و بخش بسیار گستردهای است که عمدتاً در عصر حاضر بهویژه پس از آشنایی ایرانیان با نوشتار و ادبیات غرب، مورد توجه قرار گرفت. این کاربردها در نثر فارسی و بهخصوص در نوع ادبی داستان و رمان بیشتر از شعر بود. در این میان، جلال آل احمد از داستاننویسان و نویسندگان معاصری است که در آثار خویش بسیار از ادبیات عامیانه بهره گرفته است، پس از جمالزاده و صادق هدایت این آل احمد است که از این نوع گسترده در زبان داستان استفاده کرده است؛ ازآنجاکه وی در بین توده مردم زندگی میکرد و در حقیقت یکی از آنان بود، داستانها و آثار او پر از کاربردهای ادبیات عامیانه است؛ بهطورکلی عناصر فولکلوریک بهکاررفته در داستانهای آلاحمد را میتوان به پنج دستة اصلی ضربالمثل، اصطلاحات ضربالمثلی (مثلوارهها)، مثلهای داستاندار، واژگان و اصطلاحات مردمی و کنایات تقسیم کرد. این مقاله بر آن است تا به بررسی جایگاه این نوع ادبی در آثار داستانی جلال آل احمد بپردازد و با ارائه مواردی از امثال و حکم و کنایات موجود در آثار او و توضیح و تبیین آنها، چهره ادبیات عامه یا بخشهایی از آن را در داستان معاصر و بهویژه آثار آل احمد روشن و اهمیت این نوع کاربردی را در ایجاد ارتباط با خواننده و مقبولیت عام آثار او مشخص کند.