تاثیر تغییرکاربری و احیای اراضی تخریب شده روی برخی از ویژگی‌های کیفی و فعالیت تعدادی آنزیم در خاک

نویسندگان

1 هیات علمی، گروه علوم خاک، دانشکده کشاورزی، دانشگاه ملایر، ملایر، ایران

2 عضو هیئت علمی گروه علوم خاک، دانشکده کشاورزی، دانشگاه زنجان، زنجان، ایران

3 استادیار پژوهش، بخش تحقیقات منابع طبیعی، مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی گیلان، سازمان تات، رشت

doi
10.22059/ijswr.2020.290998.668357
چکیده

در این مطالعه تاثیر تغییر کاربری اراضی (تبدیل جنگل طبیعی به شالیزار) و احیای اراضی تخریب شده بر برخی ویژگی­های کیفی و آنزیمی خاک مورد بررسی قرار گرفت. برای انجام این پژوهش ایستگاه تحقیقاتی صنوبر در استان گیلان شهرستان آستانه اشرفیه انتخاب شد. نمونه­های خاک از 5 کاربری (جنگل طبیعی، جنگل­های دست کاشت صنوبر، توسکا و دارتالاب و شالیزار) و از دو عمق (20-0 و 40-20 سانتی­متری) جمع­آوری شدند. داده­های این پژوهش به­صورت یک آزمایش فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی با سه تکرار مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. فاکتورهای مورد بررسی شامل نوع کاربری اراضی در پنج سطح و عمق خاک در دو سطح بود که در سه تکرار مورد مطالعه قرار گرفت. لذا تعداد تیمارهای آزمایش 10=2×5 عدد که با لحاظ نمودن تعداد تکرارها در مجموع 30 واحد آزمایشی بود. در مجموع 30 نمونه خاک دست خورده و 30 نمونه خاک دست نخورده وجود داشت که جامعه آماری آزمایش را تشکیل می­داد. در نمونه­ها برخی ویژگی­های فیزیکی، شیمیایی و بیولوژیکی اندازه­گیری شد. نتایج نشان داد که میانگین وزنی قطر خاکدانه (75 درصد)، هدایت هیدرولیکی اشباع (95 درصد)، خاصیت آبگریزی (53 درصد)، کربن آلی (52 درصد.)، نیتروژن کل (52 درصد) و کربن زیست­توده میکروبی (53 درصد) در جنگل طبیعی بیشتر از شالیزار بود. همچنین فعالیت آنزیم اوره­آز و آریل­سولفاتاز به طور معنی­داری در خاک شالیزار نسبت به جنگل طبیعی کمتر بود. ولی برعکس، فعالیت آنزیم دهیدروژناز در خاک شالیزار بیشتر از خاک جنگل طبیعی بود و این نشان می­دهد که در دسترس بودن اکسیژن و رطوبت بر فعالیت دهیدروژناز اثر می­گذارد و با افزایش رطوبت خاک، فعالیت آن افزایش می­یابد. احیای برخی از اراضی تخریب شده به­وسیله جنگل­ دست کاشت نشان داد پوشش گیاهی صنوبر موثرتر از پوشش­های گیاهی دیگر در افزایش میانگین وزنی قطر خاکدانه، هدایت هیدرولیکی اشباع و کربن زیست­توده میکروبی بود. در حالیکه تاثیر پوشش دارتالاب در افزایش خاصیت آب گریزی، کربن آلی و فعالیت آنزیم اوره­آز و آریل­سولفاتاز بیش از پوشش­های گیاهی دیگر بود. فعالیت ویژه آنزیم (فعالیت آنزیم در واحد کربن آلی) در دهیدروژناز در شالیزار به طور معنی­داری بیشتر از جنگل طبیعی بود که این نشان­دهنده آن است که فعالیت این آنزیم­ مستقل از تغییرات کربن آلی خاک بوده و به رطوبت خاک وابسته است. به­طور کلی می­توان نتیجه گرفت که در مقایسه با ویژگی­های کیفی و فعالیت آنزیمی، پوشش­دارتالاب بهتر از پوشش صنوبر و توسکا این ویژگی­ها را بهبود بخشید.