احساس غربت و سازگاری اجتماعی و رابطه‌ی آنها با یکدیگر در فارسی‌آموزان غیرایرانی

نویسندگان

1 استادیار گروه روان‌شناسی- دانشگاه بین‌المللی امام خمینی(ره)

2 استادیار گروه آموزش زبان فارسی- دانشگاه بین‌المللی امام خمینی(ره)

3 کارشناس ارشد روان‌شناسی

doi
چکیده

در فرایند یادگیری زبان دوم/خارجی، تأثیر مسائل عاطفی و روانی را نمی‌توان نادیده انگاشت؛ اهمیت این مسائل را می‌توان از نظریه‌های پژوهشگرانی مانند کرشن (1982) نیز دریافت که با ارائه‌ی فرضیه‌ی «فیلتر عاطفی»، عوامل عاطفی و روانی را به مثابه‌ی یک مانع یا یک عنصر بهبوددهنده در مسیر یادگیری زبان‌آموزان می‌دانند. در همین راستا، پژوهش حاضر نیز به بررسی میزان «احساس غربت» و «سازگاری اجتماعی» و رابطه­ی آنها با یکدیگر در میان فارسی­آموزان مرکز آموزش زبان فارسی دانشگاه بین‌المللی امام خمینی‌(ره) پرداخته است. برای انجام پژوهش، 178 فارسی­آموز (35 دختر و 143 پسر) مورد بررسی قرار گرفتند. پرسش­نامه‌‌های سازگاری اجتماعیِ بل (1961) و احساس غربت ون ولیت (2001) ابزارهای این پ‍ژوهش بودند. نتایج نشان ‌داد که 9/12 درصد از فارسی‌آموزان، احساس غربت ضعیف،‌ 7/64 درصد احساس غربت متوسط و 4/22 درصد احساس غربت شدید دارند و از نظر سازگاری اجتماعی نیز 7/24 درصد سازگاری اجتماعی پایین، ‌5/62 درصد سازگاری اجتماعی متوسط و 8/12 درصد سازگاری اجتماعی بالا دارند. همچنین، بین نمره‌ی کل احساس غربت و خرده‌مقیاس (عامل) دلتنگی برای خانواده، بین دختران و پسران تفاوت معناداری وجود دارد، اما بین سازگاری اجتماعی این دو گروه هیچ تفاوت معناداری مشاهده نشد. بررسی رابطه‌ی احساس غربت با سازگاری اجتماعی نیز نشان داد که بین احساس غربت (نمره کل) و خرده‌مقیاس­های «میل بازگشت به وطن» و «مشکل سازگاری» با سازگاری اجتماعی در فارسی­آموزان غیرایرانی رابطه­ی منفی و معنادار وجود دارد.