ساختار روایت در داستان شیخ صنعان بر اساس نظریه «ژرار ژنت»

نویسندگان

1 دانشگاه سمنان

doi
10.22075/jlrs.2017.6738.
چکیده

مطالعه در ساختار و فرم آثار ادبی زمینة گسترش شیوه‌های رشد معنایی در این متون را فراهم کرده است. داستان‌ها و قصص، که بخش اعظمی از این آثار را تشکیل می‌دهد، در ساختار خود شیوه‌ها و علوم ‌مختلف معنایی را خلق ‌می‌کند. از میان این علوم «روایت‌شناسی» نظریه‌ای است که با روش و اصول ساختاری، اجزای قصه را تا رسیدن به مقصود نویسنده سامان می‌دهد؛ از این روست که داستان و ادبیات داستانی بستری برای خلق شیوه‌های نوین ادبیات گسترده است. «روایت‌شناسی» در حوزة ادبیات معاصر، افزون بر توجه منتقدان به شیوه‌های جدید تحلیل ساختاری، بکارگیری این شیوه‌ها در پژوهش‌های داستانی آنان را نیز فراهم می‌کند. «ژرار ژنت»، از نظریه‌پردازان حوزة روایت‌شناسی، یکی از مهم‌ترین مباحث این نظریه را بیان کرده و گستره قصه را در سه سطح داستان، روایت و روایتگری بررسی کرده است. نوشتار حاضر داستان شیخ صنعان را از منظر روایت‌شناسی این نظریه‌پرداز برسی و تحلیل می‌کند. حاصل آنکه در این داستان سطوح نظریه روایت‌شناسی ژنت همچون داستان، روایت و روایتگری و عناصری مانند نظم، ترتیب، تداوم زمانی، صدا و لحن در بخش‌هایی از داستان وجود دارد و در مواردی نیز عناصر با قدری تفاوت روایت داستان را تا پایان ادامه می‌دهد.