زبان عامیانه در فیروزشاه نامه

نویسندگان

1 رفسنجان -دانشگاه ولی عصر(عج)-دانشکده ادبیات وعلوم انسانی-گروه زبان وادبیات فارسی

2

doi
10.22075/jlrs.2017.6752.
چکیده

فیروزشاه‌نامه درواقع دنباله کتابی است که دو مجلد آن به داراب‌نامه مشهوراست. این کتاب تألیف محمد بیغمی از آثار قرن نهم هجری است و پیداست منشأ بسیار قدیمی‌تر دارد. داستان فیروزشاه‌نامه پس ازسمک‌عیار و داراب‌نامه از مهم‌ترین داستان‌های عامیانه و اصیل به شمار می‌رود. این کتاب از نمونه‌های برجستۀ نثرساده فارسی است ونمونهینننننو چون برای مردم نقالی و بازگو می‌شده است، در آن واژه‌ها و تعبیرات عامیانه بسیاری یافت می‌شود. کاربرد فراوان عناصر زبان عامیانه در این اثر سبب شده‌است، این کتاب ازنظر شاخصه‌های زبان عامیانه بسیارمهمّ تلقی شود؛ از این رو یکی از عوامل سادگی و محبوبیت این کتاب است.نوشتار حاضر، نثر فیروزشاه‌نامه را از نظر بکارگیری عناصر زبان عامیانه در سطوح مختلف زبان، از کوچک‌ترین واحد زبانی یعنی واج تا بزرگ‌ترین واحد یعنی جمله، ضرب‌المثل و عامیانه‌گرایی نحوی- که نمودهایی در اثر بیغمی دارند- تحلیل‌ کرده است. این پژوهش به روش توصیفی- تحلیلی انجام شده، یافته‌های آن نشان می‌دهد عبارت‌های کنایی بیشترین بسامد را در میان عناصر زبان عامیانه این اثر به خود اختصاص داده است.