کاوشی داده‌بنیاد بر موانع سازمانی نشاط‌آفرینی در محیط دانشگاه(مورد مطالعه دانشگاه الزهرا)* 

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری مدیریت دولتی، گرایش منابع انسانی. دانشگاه آزاد اسلامی. تهران شمال. تهران، ایران.

2 دانشیار گروه مدیریت آموزشی دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تهران شمال. تهران، ایران

3 دانشیار دانشگاه علوم انتظامی امین، تهران، ایران. (نویسنده مسئول)/ نشانی: تهران، همت غرب، دانشگاه علوم انتظامی امین

4 دکتری سوادآموزی و آموزش زبان دوم، دانشیار دانشگاه الزهرا. تهران، ایران.

doi
چکیده

هدف: تحقیق حاضر در پی آن بود تا با رویکرد تفسیرگرایانه، موانع سازمانیِ با نشاطی در محیط دانشگاه را بر مبنای مدل داده‌بنیادکشف کند. روش: این تحقیق از نظر نوع هدف، کاربردی و به روش زمینه‌ایِ نظریه‌پردازی داده‌بنیاد انجام شده است. جمع‌آوری داده‌ها با روش مصاحبۀ نیمه ساختاریافته در محدودة زمانی سالهای 97-95 صورت پذیرفته است. با استفاده از نمونه‌گیری هدفمند و بر مبنای شاخص اشباع نظری، با 20 نفر از صاحب‌نظران دانشگاه الزهرا در حوزۀ مدیریت منابع انسانی و روان شناسی سازمانی مصاحبه صورت گرفت. کدهای حاصل از متن گزاره‌ها، با روش کلایزری احصا شدند و بر مبنای آنها، مدل پارادایمی موانع سازمانی نشاط‌آفرینی در محیط دانشگاه با روش داده‌بنیاد شناسایی شد. برای بررسی پایایی و اعتبارسنجی مدل، با روش ضریب توافقات کاپای کوهن، پرسشنامه‌ای تهیه و از پنج خبره خواسته شد در خصوص توافقاتشان بر نسبت به کدگذاری‌های انجام شده در مدل، اعلام نظر کنند. یافته‌ها: در مدل پارادایمی کشف شده، شرایط ناکارامدی قوانین و مقررات، به عنوان شرایط علّی، بر موانع نشاط‌آفرینی سازمانی در دانشگاهها اثرگذار است. در این بین، مهجور ماندن توانمندی‌های دانشگاه به عنوان شرایط مداخله‌گر و بروز تعارضهای کار-خانواده، به عنوان شرایط زمینه‌ای، در جهت تشدید پدیدۀ بی‌نشاطی سازمانی اعضا عمل می‌کنند که این شرایط سه بُعدی(علّی- زمینه‌ای- مداخله‌گر) در تعامل و کنش متقابل با هم موجب بروز واکنشهای روان‌شناختی منفی و ضدِّ بهره‌ور سازمانی در فضای رقابتیِ دانشگاه می‌شود که پیامد آفرینش بی‌نشاطی سازمانی را به همراه خواهد داشت. در ادامه، با نرم‌افزار اس.پی.اس.اس، میانگین حسابی ضرایب توافقی خبرگان به صورت تقریبی 8/0 به دست آمد که به معنی تأیید پایایی و اعتبار مدل یافت‌شده از نظر خبرگان است. نتیجه‌گیری: دانشگاه می‌تواند با استقرار مدیریت راهبردی منابع و تحت تأثیر سه شرط لازم و کافیِ حمایت دررفع تعارضهای کار- خانواده، برندسازی توانمندی‌های دانشگاه در جامعۀ هدف، بالنده‌سازی قوانین و مقررات با رفع موانع سازمانی از طریق پرورش ظرفیتهای روان‌شناختی مثبت و بهره‌ور سازمانی، زمینه‌ساز نشاط سازمانی اعضا شود؛ به گونه‌ای که بازتاب آن در قالب شکوفایی استعدادها و پویایی آموزشی- پژوهشی- اجرایی عضو دانشگاه(تولید و اشتراک علم) و پاسخ به نیازهای محیطی و محاطی(کیفیت، تخصص، دانش، درآمدزایی) دانشگاه به نمایش گذاشته خواهد شد.