تدوین فهرست واژگان پایه برای زبان فارسی: رویکردی تلفیقی
نویسندگان
1 استادیار گروه آموزش زبان انگلیسی- دانشگاه رازی
2 استادیار گروه آموزش زبان فارسی- دانشگاه بین المللی امام خمینی(ره)
3 دانشجوی دکتری آموزش زبان انگلیسی- دانشگاه رازی
doi
چکیده
بخشی از سرمایهی زمانی فراگیران زبان فارسی به یادگیری واژگان فارسی اختصاص داده میشود. برای این که این سرمایهگذاری، بیشترین بازگشت سرمایه را در پی داشته باشد، لازم است محتوای آموزشی به گونهای طراحی شود که مبتنی بر واژگان پرکاربرد موجود در قالب فهرست واژگان پایه باشد. برای تدوین فهرست واژگان پایهی فارسی، ضروری است مفهوم «واژه» مطابق با انگارهی ذهنی گویشوران عادی این زبان تعریف شود تا بتوان به کمک آن به بسامدشماری مصادیق یک واژه در پیکره پرداخت. از سوی دیگر، علاوه بر بسامد باید به «پوشش متنی» و «گسترهی واژگان پایه» در پیکرهی مبدأ و پیکرههای دیگر نیز توجه نمود. در این پژوهش، برداشت معتدلانهای از «خانوار واژگانی» برای تعیین مصادیق یک واژه پیشنهاد شده است و براساس آن، پوشش متنی و گسترهی واژگان فرهنگ بسامدی بیجنخان و محسنی (1391) در یک پیکرهی 34000 کلمهای مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج این پژوهش نشان داد که شکل اصلاحشدهی فرهنگ بیجنخان و محسنی، 84 درصد از کلمات پیکرهی ما را پوشش میدهد و واژگانش از گسترهی مطلوبی برخوردارند. بنابراین، میتوان با اصلاح این فرهنگ به تدوین فهرست واژگان پایهی فارسی اقدام کرد. میتوان از این فهرست در امر هدفگذاری برای آموزش زبان فارسی و سطحبندی فراگیران و محتوا استفاده نمود. این ابزار میتواند تهیهی آزمونهای دانش واژگانی و توانش فارسی را تسهیل نموده، در شناسایی واژگان علمی و تخصصی فارسی نیز به ما کمک کند.