آوای عشق در دو اثر «سوانح» و «عبهرالعاشقین» مقایسه و بررسی برجسته سازیهای زبانی دو اثر
نویسندگان
1 دانش آموخته دکتری زبان و ادبیات فارسی از دانشگاه اصفهان و مدرس دانشگاه غیرانتفاعی صبح صادق
2 دانشجوی دکتری دانشگاه شهرکرد
doi
10.22075/jlrs.2017.6672.چکیده
از جمله رویکردهای عرفا از ابتدای تألیفات عرفانی و از زمان آمیزش فلسفه با عرفان، عشق است که در هر دو شکل زمینی و آسمانی آن در آثار عرفانی بازتاب یافته است. از اولین کتب مستقل در این زمینه که آثار پس از خود را جهت دادهاند، «سوانح» احمد غزالی و «عبهرالعاشقین» روزبهان بقلی است. اگرچه این دو اثر بر محور یک موضوع و در یک عصر به نگارش درآمدهاند، در حوزۀ زبانی بسیار از هم متمایزند. در این مقاله میزان و کیفیت کاربرد دو گونۀ برجستهسازی در «سوانح» و «عبهرالعاشقین» بررسی میشود تا بتوان دریافت که هر یک از چه قالبی برای بیان مفاهیم عرفانی خود بهره جسته و این قالب چه اندازه در انتقال مضامین مؤثر بوده است.تفاوت در معنی و پیام سبب شده است یکی از آثار به آرایش زبان بیشتر متمایل شود و دیگری معنا را در مرکز توجه مخاطب قرار دهد.