خطاهای نحوی تالشیزبانها در کاربرد زبان فارسی
نویسندگان
1 دانشیار زبانشناسی- دانشگاه علامه طباطبائی
2 دانشجوی دکتری ادبیات فارسی- دانشگاه گیلان
doi
چکیده
در حوزهی فراگیری زبان دوم، همواره این فرضیه وجود داشته است که زبانآموزان، عناصری از زبان مادری خود را در زبان دوم بهکار میگیرند. در پی این فرضیه، نظریههای زیادی نیز مطرح شده است که این پژوهش با توجه به نظریهی «تحلیل خطا» به بررسی خطاهای نحوی 133 دانشآموز تالشیزبان مقاطع سوم، چهارم و پنجم ابتدایی روستاهای عنبران بالا و پایین شهرستان نمین استان اردبیل در نگارش به زبانِ فارسی پرداخته است. بدین منظور، انواع خطاهای دستوری از متنهای نگارش یافته توسط دانشآموزان تالشیزبان استخراج شده و سپس با بررسی خطاها، دلایل و منابع ایجاد خطا مورد تحلیل و واکاوی قرار گرفته تا مشخص شود خطاها در چه مواردی و به چه دلایلی ایجاد شدهاند. مبنای نظری این واکاوی، دستهبندی کوردر (1975) بوده است که اعتقاد دارد خطاها، بر پایهی منابع ایجاد خطا، به سه دستهی «خطاهای بینزبانی»، «خطاهای درونزبانی» و «خطاهای آموزشی» تقسیم میشوند. دادههای به دست آمده از تحلیل خطاهای دانشآموزان تالشیزبان نشان داد که انواع خطاهای نحوی در نوشتار این زبانآموزان وجود دارد، ولی تعداد «خطاهای آموزشی» نسبت به دیگر خطاها بیشتر است. در میان انواع خطاهای تفکیکشده، خطاهای «عدم مطابقت شناسهی فعل با فاعل (نهاد)»، بهویژه در میان خطاهای آموزشی، بیشتر از دیگر انواع خطاها بوده است؛ یافتههای این پژوهش علاوه بر آن که توصیفی از خطاهای تولید شده توسط دانشآموزان تالشیزبان را ارائه میدهد، میتواند بر ضرورت بهبود و اصلاح روشهای تدریس و منابع آموزشی مانند کتابهای آموزش زبان فارسی تأکید نماید تا از این طریق شاهد کاهش خطاهای آموزشی نیز باشیم.