ضرورت رویکرد نظام‌مند به آزمون‌سازی در زبان فارسی: مقایسه‌ی برآوردهای مدرّسان و واقعیتِ آماری

نویسندگان

1 عضو هیأت علمی دانشگاه بین‌المللی امام خمینی‌(ره)

2 عضو هیأت علمی دانشگاه بین‌المللی امام خمینی‌(ره)

doi
چکیده

در مرحله‌ی «پیش‌آزمون»، که یکی از مراحل مهم در آزمون‏سازی می‏باشد، پرسش‌های آزمون به صورت آزمایشی روی تعدادی زبان‌آموز که از لحاظ زبانی، هم‌سطح با آزمون‌دهندگان اصلی هستند، آزمایش می‌شوند و از رهگذر بررسی‌های آماری و تحلیل پاسخ‌های آزمون‌دهندگانِ آزمایشی، اطلاعات آماری همچون ضریب سهولت و ضریب تمیز پرسش‌ها استخراج می‌گردد. همچنین، پرسش‌های نامعتبر و دارای اِشکال نیز مشخص گشته، بازبینی و اصلاح می‌شوند. پژوهش حاضر به پاسخ به این سوال می‌پردازد: آیا می‌توان در زمینه‌ی تشخیص میزان سهولت پرسش‌های آزمون، به معیاری به نام «برآوردهای مدرّسان» تکیه کرد؟ به عبارتی دیگر، برآوردهای مدرّسان زبان فارسی از سختی/‌آسانی پرسش‌ها (یعنی حدس‌‌ها، قضاوت‌ها یا پیش‌بینی‌ها) تا چه اندازه با ضرایب سهولت/‌دشواری برآمده از تحلیل آماری پاسخ‌های آزمون‌دهندگان (واقعیتِ آماریِ) انطباق و همخوانی دارند و می‌توانند ما را از طی مراحل پیش‌آزمون و تحلیل آماری بی‌نیاز سازند. در حقیقت، این پژوهش می‌خواهد ضرورت یا عدم ضرورتِ پیش‌آزمون را -که در رویکردِ علمی‌-‌آماری و نظام‌مندِ نوین به آزمون‌سازی مطرح می‌شود- از طریق مقایسه‌ی «برآوردهای مدرسان» و «واقعیت آماریِ آزمون» نشان دهد. به این‌ منظور، 151 پاسخنامه‌، مربوط به یکی از آزمون‌های‌ پایان‌دوره‌ی خواندن و درک مطلب زبان فارسی سطح پایه (مقدماتی)، در مرکز آموزش زبان فارسی دانشگاه بین‌المللی امام خمینی‌(ره) بررسی شد و پس از محاسبه‌ی ضریب سهولتِ هر یک از 28 پرسش این آزمون، این ضرایب سهولت، با برآورد‌های 30 نفر از مدرّسان مقایسه شدند. نتایج نشان داد که صرفاً با اتّکا به تجربه یا برآورد‌های شمّیِ مدرّسان نمی‌توان گفت که پرسش‌های یک آزمون، سخت، آسان یا ایده‌آل هستند و این نشان از ضرورت نهادینه‌سازی رویکرد علمی-‌آماری و نظام‌مند به آزمون‌سازی، در زمینه‌ی ارزشیابی و سنجش دانش زبانیِ فارسی‌آموزان دارد.