آشناییزدایی زبانی در آثار داستانی جلال آلاحمد
نویسندگان
1 اصفهان، شهرک ولیعصر، خیابان مولانا، خیابان عرفان، فرعی 12، پلاک 297، واحد 1.منزل اسکندری.
doi
10.22075/jlrs.2017.1834چکیده
فرمالیستها کارکرد ادبیات را آشناییزدایی از ادراک معمول و روزمرۀ ما نسبت به محیط اطراف میدانستند. طبق این نظریه، متن ادبی حاصل شگردهای آشناییزداینده در سطوح مختلف صورت، معنا و ژانرهای ادبی است. ساختارگرایان با بسط این مطلب، نقش ادبی را به عنوان یکی از نقشهای زبانی مطرح نمودند که با آشناییزدایی در زبان شکل میگیرد؛ لذا انواع آشناییزدایی و برجستهسازی در زبان را بیان کردند. با بررسی زبان جلال آلاحمد در دو اثر «مدیر مدرسه» و «پنج داستان»، افزون بر یافتن مصادیقی برای آنچه به عنوان شیوههای برجستهسازی برشمردهاند، به نمونههایی دست مییابیم که زبان را آشناییزدایی میکند؛ اما زبانشناسان مطرح نکردهاند.جلال آلاحمد، علاوه بر کاربرد برخی هنجارگریزیهای معمول و فراگیر، زبان محاوره را در قالبی تازه و زیبا با عنوان زبان داستان میریزد و با ایجاز به شیوههای متعدد، نثر تلگرافی را به نام خود میکند و به واژگان وسعت معنایی میبخشد.