پیوند زیبایی و معنا در مقدمۀ جهانگشای جوینی

نویسندگان
doi
10.22075/jlrs.2017.1835
چکیده

تاریخ جهانگشای جوینی، پدیدآوردۀ عطاملک جوینی، یکی از شاهکارهای نثر فنّی در زبان فارسی و در مقایسه با آثاری چون تاریخ وصّاف، از عیب تکلّف و ملال‌انگیزی مبرّاست. موضوع مقالۀ حاضر بررسی پیوند میان زبان زیبا و نسبتاً دشوار جوینی با محتوای تاریخ و اندیشه‌های این نویسنده است. بنابراین کوشیده‌ام در آغاز، متن را به اختصار معرفی کرده، ساختار و اجرای سازندۀ آن و ارزش تاریخی‌اش را نشان دهم. از آن پس تقریباً تمامی ویژگی‌های زیبایی‌شناختی این مقدمه شامل سجع، ترصیع، موازنه، جناس، واج‌آرایی، موسیقی عروضی، پارادوکس، تناسب، امثال، کنایه، تشبیه و استعاره، استخراج و طبقه‌بندی شده است؛ اما آنچه اهمیت دارد، این است که در همه جا زبان و زیبایی را مطابق نظر صورتگرایان، در هم تنیده در نظر گرفته‌ام؛ زیرا گذشته از آنکه هیچ معنایی جز از طریق صورت انتقال نمی‌یابد، عطاملک در سراسر تاریخ جهانگشا و به ویژه در مقدمۀ زیبا و پرمعنایش از تکلّف و تصنّع پرهیز داشته و بر آن بوده است که ایدئولوژی و دریافتش را از تاریخ، در هیئت زبانی منشیانه، با مخاطب در میان نهد.