زبان نمادین شعر اخوان، محملی برای ارتقای قوّت بیان و تأثیر در ذهن مخاطب
نویسندگان
1
doi
10.22075/jlrs.2017.1818چکیده
تغییر مسیر نیما از رمانتیسم فردی به سمبولیسم اجتماعی، که توام با پالایش و آمیخته با تأمل عمیق شاعرانه بود، موجب شکلگیری این جریان تازه (سمبولیسم اجتماعی) در شعر جدید فارسی شد. به دنبال نیما عدهای از شاگردان او که به سبب آراسته شدن شعر به ابهام هنری و عمق و چند صدایی بودن آن، تمایلی به ابراز احساسات و دریافتهای خود از مسائل سیاسی و اجتماعی با وضوح و صراحت بیان نبودند، نمادپردازی را – که عبارت است از گریز از عینیت و رسیدن به ذهنیّات – وجهه همّت خود قرار دادند. شکوه و عظمت اخوان و شکوفایی استعداد هنری او مصادف با چنین مقطع حسّاس تاریخی و ادبی بود. او به دلیل آشنایی با بدعتها و بدایع نیما و پشتوانههای عظیم مطالعاتی توانست مرز میان شعار و رمز ماندگاری و ناپایداری آثار هنری را به خوبی تشخیص دهد؛ در نتیجه وی در عرضه داشت اجتماعیّات و تاثیرات اجتماعی کوشید تا از طریق بیان نمادین، شعر خود را از افتادن در ورطه روز و روزنامگی، دور گرداند و به آن پوشش هنری بخشد. تلفیق زبان کهن خراسانی با زبان محاورهای و نیز بیان رمزآمیز و نمادگرایانه در ستایش حسرت آلود اخوان از مظاهر فرهنگ و تمدن گذشته ایران و انتقاد از جامعه روشن فکری جدید و نیز شکاکیات و یاس و نفرت او از فضای ایجاد شده پس از شکست نهضت ملّی، تاثیر بسیار بالایی دارد. در اشعار سمبلیک اخوان – اعم از روایی و شهودی – ابهام هنری و بیان نمادین موجب میشود که نه تنها نام اشعار و اجزای آن، بلکه کل شعر قابلیت تفسیر و تأویلپذیری داشته باشد. در این میان نباید از بسامد بالا و نیز نقش محوری عناصر طبیعت، قصههای عامیانه، اسطورهها و قهرمانان تاریخی در ایجاد شعر نمادین غفلت ورزید.