راهبردهای بیان تقاضا: مقایسه ی فارسی آموزان خارجی با فارسی زبانان
نویسندگان
1 دانشیار دانشگاه اِیاَنداِم تگزاس
2 کارشناس ارشد آموزش زبان فارسی- دانشگاه پیام نور
3 استادیار گروه زبانشناسی و زبانهای خارجی- دانشگاه پیام نور
4 استادیار گروه آموزش زبان فارسی- دانشگاه بین المللی امام خمینی(ره)
doi
چکیده
پژوهش حاضر به مقایسهی راهبردهای بیان تقاضا بین دو گروهِ فارسیآموزان خارجی سطوح مقدماتی و پیشرفته، و فارسیزبانان بومی میپردازد. آزمودنیها شامل سی و سه دانشجوی فارسیزبان دانشگاه پیام نور شهر تهران در مقطع کارشناسی ارشد، سی و هفت فارسیآموز خارجی سطح مقدماتی، و سی و هفت فارسیآموز خارجی سطح پیشرفتهی مرکز آموزش زبان فارسی دانشگاه بینالمللی امام خمینی(ره) شهر قزوین میباشند. برای گردآوری دادهها از آزمون تکمیل گفتمان (آزتگ) محققساختهی دوازدهسؤالی بر اساس متغیرهایِ اجتماعیِ فاصله و قدرت و همچنین، میزان تحمیل در دو موقعیت فرضیِ آدرس پرسیدن و قرضگیری (در شش سوال) استفاده گردیده است. سپس تقاضاهای هر سه گروه طبق انگارهی اصلی بیان تقاضای بلومکولکا و اولشتاین (1984) که شامل سه راهبرد مستقیم، غیرمستقیمِ متعارف (پرسشی) و غیرمستقیم نامتعارف (اشارهای) است، بررسی گردید. نتایج، نشانگر کاربرد بیشتر راهبردهای غیرمستقیمِ متعارف (پرسشیها) در میان هر سه گروه میباشد. همچنین همخوانی بیشترِ راهبردهای بیان تقاضای فارسیآموزان خارجی در سطح پیشرفته با راهبردهای بیان تقاضای فارسیزبانان نشاندهندهی تأثیر مثبت سطح زبانی و سطح بالای توانش کاربردشناختی بر نحوهی بیان تقاضا توسط آنها میباشد. هر سه متغیر فاصله، قدرت، و میزان تحمیل نیز در بسیاری از موارد بر نحوهی بیان تقاضای هر سه گروه تأثیر گذاشتهاند.