خطاهای نحوی عرب‏ زبانان در یادگیری زبان فارسی به‌عنوان زبان دوم

نویسندگان

1 استادیار گروه زبان شناسی- دانشگاه اصفهان

2 کارشناس ارشد آموزش زبان فارسی به غیرفارسی‏ زبانان- دانشکاه اصفهان

doi
چکیده

در این مقاله تلاش می­شود از طریق بررسی خطاهای نظام­مندِ نحوی فارسی‌آموزان­ عرب­زبان، اطلاعاتی ‌درباره­ی رشد زبانی و نحوه­ی یادگیری آن‌ها ارائه گردد تا بدین­وسیله ضمن آشنایی با نظام ذهنی زبان­آموز، گامی مؤثر در جهت سازمان­دهی مواد آموزشی و انتخاب روش تدریس مناسب برداشته شود. در این راستا، تحقیق حاضر در چارچوب رویکرد تحلیل خطا در تلاش است تا خطاهای نحوی زبان­آموزان را بر اساس سه منشأ درون­زبانی، بینا­زبانی و مبهم مورد بررسی قرار ­دهد. در این پژوهش با بهره­گیری از روش میدانی و از طریق تحلیل محتوا، متون نوشتاری 105 نفر از فارسی­آموزان عرب­زبان از نظر انواع خطاهای نحوی بررسی شده است. نمونه‌ی آماریِ تحقیقِ حاضر را زبان­آموزانی با میانگین سنی 22 تا 26 سال در سه سطح زبان‏آموزیِ مبتدی، متوسط و پیشرفته تشکیل می­دهند که بر اساس روش تصادفی ساده از بین زبان­آموزان مرکز آموزش زبان فارسی جامعه المصطفی العالمیه­ در شهر قم انتخاب شده­اند. در پژوهش حاضر از مجموع خطاهای زبان­آموزان، به‌طور کلّی 18 نوع خطا شناسایی شده و مورد تحلیل قرار گرفته است. نتایج تحلیل خطاها نشان می­دهد بیشترین درصد خطاها در کلیه‌ی سطوح سه‌گانه‌ی زبان­آموزی در حوزه‌ی«خطای مربوط به فعل» (25/42 درصد) می­باشد و در میانِ خطاهای فعلی، خطای عدم مطابقت فعل با فاعل (12/14 درصد) بیشترین بسامد خطاها را به خود اختصاص می­دهد. بعد از خطاهای فعلی، «خطاهای مربوط به حروف اضافه» (16/18 درصد) بیشترین درصد خطا را شامل می­شود. در نهایت، تحلیل کمّی که بر روی خطاهای زبان­آموزان از نظر منشأ صورت گرفت حاکی از این است که بیشتر خطاها از نوع «درون‏زبانی» (29/48 درصد) هستند و سپس خطاهای«بینازبانی» (53/33 درصد) و در پایان نیز خطاهای «مبهم» کمترین درصد (18/18 درصد) را به خود اختصاص داده­اند