جستاری در کشف پیوندهای ادب فارسی و عربی
نویسندگان
1 .
2
3
doi
10.22075/jlrs.2017.1793چکیده
مولانا در تصاویر هنری خود از آرایههای بیانی و فنون بلاغی در مثنوی معنوی بهره بسیار برده است؛ از جمله کنایه به عنوان ابزاری کارآمد در علم بیان، مورد توجّه او قرار گرفته، بسیاری از سخنان خود را در قالب این شیوه بیانی مطرح ساخته است. در این پژوهش کنایه و کارکردهای تصویری آن، در مثنوی معنوی به شیوه توصیفی - تحلیلی مورد بررسی قرار گرفته و سعی شده است رابطه کنایات مثنوی با کنایههای عربی مشخّص و میزان شباهت و اشتراک این مقوله در مثنوی و ادب عربی مورد بررسی قرار گیرد. نتیجه این پژوهش مشخّص میسازد که کنایههای موجود در مثنوی، شباهت بسیاری با کنایههای عربی دارد و از آنجا که کنایههای هر فرهنگ، اختصاص به همان فرهنگ دارد، این همسانی از نشانههای پیوند عمیق تاریخی، فرهنگی و تأثیر و تأثّر دو زبان و فرهنگ عربی و فارسی در یکدیگر است. از دیگر سو قرائن و شواهد نشان میدهند که دستکم هشت مورد از کنایههایی که در این مقاله به آنها اشاره شده ایرانی هستند و به همین سبب، برخلاف دیدگاه عمومی، با اطمینان تمام نمیتوان ادّعا کرد که بقیه آنها عربی هستند.