تبیین خاستگاه همگانی های زبانی و کاربردهای آن در آموزش زبان فارسی به غیرفارسی زبانان
نویسندگان
1 دانشیار زبانشناسی کاربردی- دانشگاه علامه طباطبائی
doi
چکیده
تفکر رایج در میان شمار چشمگیری از زبانشناسان و روانشناسان زبان این است که راه حل مسئلهی فراگیری زبان که مسئلهی فرافکنی یا مسئلهی افلاطونی نیز خوانده میشود، در دانش پیشین نهفته است. فرضیهای که شالودهی این تفکر را تشکیل میدهد این است که شکاف بین دادههای موجود برای کودک (دادههای اولیه) و نظام زبانیای (توانش زبانی) که در او ایجاد میشود، به قدری عظیم است که فراگیری زبان را میتوان فقط بر اساس دانش زبانی پیشین تبیین کرد. فرضیهی دیگری که شالودهی این تفکر را تشکیل میدهد، این است که یگانه خاستگاه همگانیهای زبانی، دانش فطری است. در این مقاله تلاش شده است تا این تفکر رایج از سه جنبهی کثرتگرا به چالش طلبیده شود: 1) خصیصههای بنیادین دستور همگانی، 2) راههای دستیابی به دستور همگانی، و 3) خاستگاههای همگانیهای زبانی. سپس پیامدهای آموزشی این رویکرد کثرتگرا برای آموزش فارسی به غیر فارسیزبانان به تفصیل بررسی شده است.