اثر قابلیتهای چابکی راهبردی و عاطفی سازمان بر کارآفرینیگرایی دانشگاه (مطالعۀ موردی: دانشگاههای شهر قم و کاشان)
نویسندگان
1 دکتری مدیریت سیستم و دانشیار گروه مدیریت دانشگاه قم(نویسنده مسئول) / نشانی: قم؛ بلوار امین، دانشگاه قم، مجتمع آموزشی امام خامنه ای، دانشکده مدیریت / نمابر: 44219451-021/ Email: khorshidseddigheh@ymail.com
doi
چکیده
هدف: این پژوهش، درصدد کاوش اثر قابلیتهای چابکی راهبردی و عاطفی سازمان بر کارآفرینیگرایی دانشگاه بود. روش: روش پژوهش، توصیفی- همبستگی است. جامعۀ پژوهش را پرسنل دانشگاههای دولتی قم و کاشان تشکیل میدهند که 572 نفر از آنان به شیوۀ نمونهبرداری غیر احتمالی در دسترس در پژوهش شرکت کردند. دادههای پژوهش به وسیلۀ پرسشنامه جمعآوری شد و با آزمونهایآماری توصیفی و استنباطی تحلیل شدند. یافتهها: الف) قابلیت چابکی راهبردی بر قابلیت عاطفی و کارآفرینیگرایی، تأثیر مستقیم، مثبت و معنادار دارد. ب) قابلیت عاطفی بر کارآفرینیگرایی، تأثیر مستقیم، مثبت و معنادار دارد. ج) طبق نتایج تحلیل مسیر، قابلیت چابکی راهبردی از طریق قابلیت عاطفی بر کارآفرینیگرایی اثر غیر مستقیم مثبت دارد. نتیجهگیری: موفقیت و مزیت رقابتی دانشگاهها در اقتصاد دانشبنیان به توانش پاسخگویی آنها به تقاضاهای در حال تغییر ذینفعان درون و برون سازمانی و در نتیجه، تولید دانش و فنّاوری و تجاریسازی آنها با هدف ارتقای بهروزی اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و معنوی جامعۀ بشری در سطح محلی، ملی و بینالمللی است. به علت اینکه عواطف مبیّن الگوهای اجتماعی- فرهنگی تجربه و رفتارند که در پاسخ به اقدامات اصلاحی/ بازآفرینی پویای دانشگاه با تأکید بر تفکر راهبردی و تبیین چشماندازی روشن برای دانشگاه کارآفرین، از سوی منابع انسانی آشکار میشوند، لذا تیم مدیریت ارشد به اتفاق سایر سطوح مدیریت بایستی عواطف سازمانی را در سبک رهبری دانشگاه نهادینه کرده، با برجستهسازی تعهد جمعی/ وحدت رهبری در گسترۀ دانشگاه به وسیلۀ ایجاد وابستگی متقابل، کار با همدیگر، تغییرات در تیم مدیریت ارشد، سبک رهبری و قابلیتهای مدیران اجرایی ارشد، الگوهای عاطفی حامی و پشتیبان ارزشهای کارآفرینی نوجویی، استقلال، ریسکپذیری، فعالانه عمل کردن و رقابتجویی تهاجمی را در میان همۀ اجزای دانشگاه تشویق و ترویج کنند و با ارتقای سطح حساسیت راهبردی از طریق فرایند استراتژی باز، افزایش هوشیاری راهبردی، گفتگوی درونی با کیفیت بالا؛ و بهبود قابلیت سیّالی منابع سازمان با تحرکبخشی بیشتر منابع فیزیکی و ادراکی، دسترسی بیشتر به منابع و ایجاد ساختارهای مدولار؛ همۀ اجزای دانشگاه را در جهت تولید دانش و فنّاوری مورد نیاز ذینفعان برونی و درونی و تجاریسازی دانش و فنّاوری تولیدشده هدایت کند.