موسیقی نثر در تاریخ بیهقی
نویسندگان
1
2
doi
10.22075/jlrs.2017.1808چکیده
تاریخ بیهقی از جمله متون یگانه زبان فارسی است که به دلیل آمیختگی ذاتیش با موسیقی، تقلیدناپذیر و تکرار ناشدنی باقی مانده است. نقش برجسته موسیقی در تولید اثری همچون تاریخ بیهقی ، گرچه محصول تلفیق مؤلفه های بسیار است، انکارناپذیر می باشد. نثر موزون به شکل محسوس در آثار خواجه عبدالله انصاری و گلستان سعدی و سایر نثرهای مسجع دیده میشود که در آنها سجع و عناصر لفظی و معنوی دیگر، نثر را تا سرحد شعر، ارتقاء میدهند؛ اما موزونیّت تاریخ بیهقی بسته به سجع و آرایههایی از این دست نیست، اگرچه در مواردی از آنها نیز بهره میبرد، بلکه بیشتر به واسطه موسیقی واژگان و پیوند آن با سازمان کلام اوست. یعنی همان وزن و نظمی که در شعر شاعران مدرن غرب و اشعار شاملو دیده میشود. این مقاله، تاریخ بیهقی را به روش تحلیلی از این منظر مورد بازکاوی قرار میدهد و به بررسی مؤلفههای عمده موسیقیآفرین نثر او همچون موسیقی واژگان که شامل تکرار حرف و صوت و واژه، کاربرد موسیقایی قید و کاربرد موسیقایی حرف «را» است و نیز ترکیبسازی آهنگین، همنشینی عناصر متضاد، نقش عنصر تشبیه و جابهجایی اجزاء جمله میپردازد و به این نتیجه میرسد که موسیقی درونی نثر در کنار شکل ویژه روایت، دلیل اصلی ارتقاء تاریخ بیهقی از نثری علمی- تاریخی به نثری هنری-ادبی است.