انسجام متنی ابزاری زبان‌شناسی برای شناخت سبک‌های ادبیات فارسی

doi
10.22075/jlrs.2017.1796
چکیده

تحقیق حاضر تلاشی در جهت بررسی و مقایسه‌ی انسجام متنی، در سبک‌های خراسانی و عراقی است، بدین منظور داستان‌های حسنک وزیر و افشین و بودلف از تاریخ بیهقی به عنوان نمونه‌ای از نثر سبک خراسانی و داستان‌های شیر و گاو و بوف و زاغ از کلیله و دمنه به عنوان نمونه‌هایی از نثر سبک عراقی، بر اساس الگوی انسجام متنی هلیدی و حسن (1976) مورد تجزیه و تحلیل و مقایسه قرار گرفت. عوامل انسجامی در این الگو، عوامل دستوری، واژگانی، پیوندی است که هر کدام دارای زیرشاخه‌هایی هستند. وجود این عوامل متن را از نوشته‌های پراکنده متمایز ساخته و متن را منسجم و همبسته می‌سازد. نتایج پژوهش حاکی از آن بود که در هر دو اثر عوامل پیوندی بیش‌ترین درصد را به خود اختصاص دادند و عوامل دستوری و واژگانی به‌ترتیب در جایگاه‌های بعد قرار داشتند. در کل عوامل انسجامی در تاریخ بیهقی خیلی بیش‌تر از عوامل انسجامی در کلیله و دمنه بود، به‌طوری که عوامل انسجامی در تاریخ بیهقی 82/39 درصد و در کلیله و دمنه 86/20 درصد از کل واژگان را به خود اختصاص داده است. برای مشخص کردن معناداری تفاوت بین عوامل انسجامی به‌کار رفته در دو اثر از«مجذور خی» استفاده شد و نشان داده شد که تفاوت‌ها در اکثر موارد معنادار بوده است. با توجّه به این شیوه‌ی تحلیل می‌توان، برای سبک‌های ادبیات فارسی از دیدگاه انسجام متنی ویژگی‌های خاصی را برشمرد که بر اساس آن متون متعلق به سبک‌ها را طبقه‌بندی و مقایسه کرد.