بررسی اندیشههای اشراقی در تأویلاتِ «روزبهانِ بقلی» از سیمای «حلّاج» (براساس کتاب شرح شطحیات)
نویسندگان
1 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکدۀ علوم انسانی، دانشگاه بوعلیسینا، همدان، ایران.
2 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکدۀ ادبیات و زبانهای خارجی، دانشگاه اراک، ایران.
3 دانشجوی دکتری، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکدۀ علوم انسانی، دانشگاه بوعلیسینا، همدان، ایران
doi
10.22126/ltip.2025.11684.1334چکیده
«روزبهان بقلی شیرازی» در نیمۀ قرن ششم هجری در کتاب شرح شطحیات، سیمایی از «حلّاج» ارائه میدهد که مولفههای متعددی از اندیشههای «اشراقی» در خود نهفتهدارد. شیخ شطّاح در واکاوی اندیشهها و شطحیاتِ حلّاج، مبانی چون وحدتِ وجود، اصالت شهود، پایبندی به حکمتهای کهن و رازآمیزِ باستان، مسئلۀ عشق الهی و مراتبِ نور را معیار خود قرارمیدهد و برخلاف برخی ملاحظات یا پیشفرضهای منفی و رایج در میان بزرگان صوفیه در آن عصر، به تأویل و ستایشِ عمیق از حلّاج و آراء او میپردازد. اندیشههای اشراقی در حالی در شرح شطحیات نمایان است که روزبهان معاصرِ پایهگذار حکمت اشراق، یعنی «سهروردیِ مقتول» است حال آنکه گزارشی از مراوده میان این دو وجود ندارد از سویی نیز در تبارشناسیِ حکمت اشراق، معمولاً اشارهای به نام و آثار روزبهان نمیشود. برهمین اساس در این تحقیق ضمن بررسی مولفههایی که میتوان آنها را تبلورِ اندیشههای اشراقی در تأویلات روزبهان از شطحیات حلّاج برشمرد، نشان دادهشده که اندیشههای اشراقی پیش از مدوّن شدن توسط سهروردی به اشکال مختلف در میان ایرانیان حضور و تأثیر داشته ذیلِ این بررسی، «تصوّف عاشقانۀ روزبهان» یکی از جلوههای متأثّر از آن است. جلوهای که بیش از همه در چهرهای که روزبهان از حلّاج و آراء او ترسیم میکند، ظهوریافتهاست.