نارسایی شخصیّت در داستان‌های مثنوی با نظریّات روان‌شناسان نوین

نویسندگان

1 دانش آموختۀ دکتری . مدرس، گروه زبان و ادبیات فارسی. دانشکده ادبیات و علوم انسانی. دانشگاه بجنورد. بجنورد. ایران.

doi
10.22126/ltip.2025.11735.1338
چکیده

روان‌شناسی علم مطالعه و تحلیل رفتار و فعالیت‌های ذهنی و روانی انسان است. این علم به بررسی احساسات، تفکّرات، رفتارها، واکنش‌ها و تجربیّات شخصی افراد می‌پردازد. هدف اصلی روان‌شناسی، درک و توضیح فعالیت‌های ذهنی و روانی، بررسی دلایل و انگیزه‌های پشت این فعالیت‌ها و همچنین تحلیل شخصیّت سالم و ناسالم است. نارسایی شخصیّت نوعی اختلال روانی است که الگوی فکر، عملکرد و رفتار فرد در آن ناسالم می‌شود. فرد مبتلا به نارسایی شخصیّت برای درک و هم  ذات پنداری با موقعیّت و اشخاص به مشکل بر می‌خورد. جلال الدّین محمّد بلخی، به عنوان یک روان‌شناس معنوی – عرفانی، قرن‌ها پیش به ارائه برخی از نظریّات و مفاهیم روانشناسی  که امروز مطرح می‌شود، پرداخته و در آثار خود  مطرح نموده است. مثنوی مولانا علاوه بر ارزش والای عرفانی، دارای اهمیّت علمی و روان‌شناسی نیز می‌باشد به طوری که می‌توان آن را از جنبۀ روانشناسی مورد بررسی قرار داد. در این مقاله برآنیم، نارسایی شخصیّت را به عنوان یکی از مفاهیم نوین روان‌شناسی، در حکایت‌های مثنوی معنوی، با رویکرد توصیفی- تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه‌ای، مورد بررسی و تحلیل قرار دهیم. نگارنده این پژوهش، ضمن تحلیل مهم‌ترین گونه‌های نارسایی شخصیّت (خویشتن‌ناپذیری، مازوخیسم اخلاقی و سادیسم اخلاقی) از دیدگاه روان‌شناسان به کار رفته در حکایت‌های مثنوی، نمونه‌های هریک از این نظریّات را از این اثر ارجمند استخراج و ارائه نموده‌اند. در پژوهش حاضر با بررسی مفهوم نارسایی شخصیّت و تطبیق آن با آرا و گفتار مولانا در داستان‌‌های مثنوی صورت گرفته است، می‌توان گفت که مشابهت‌های بسیاری میان نظریّه‌های روان‌شناسان و اندیشه‌های مولانا در داستان‌های مثنوی وجود دارد.