همانندی اندیشه‌های عرفانی مولانا و اکهارت (وحدت وجود، اتحاد، توحید و فنا) با تمرکز بر تمثیل‌های مثنوی و سوالات پارسی

نویسندگان

1 مربی، گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد دامغان، دانشگاه آزاد اسلامی، دامغان، ایران.

2 استادیار زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.

doi
10.22126/ltip.2025.12266.1368
چکیده

اساسی­ترین موضوع عرفان «خدا» است و عرفا در تمامی اعصار کوشیده ­اند راه­های گوناگونی را برای ایجاد رابطه با او پیدا کنند. عارفان مسیحی و مسلمان در این زمینه صاحب­ نظر و در طی مسیر دارای اشتراکات فراوانی هستند که امکان تطبیق آنها را میسر می­ سازد؛ هرچند دارای افتراقاتی هم هستند، با این ­وجود در هر دو سنت، چگونگی ارتباط با خدا بسیار حائز اهمیت است و همین امر موجب شده بین آن­ها مقایسه و تطبیق به­ عمل آید. مولانا و اکهارت مانند هر اندیشمند دیگری در بنای جهان‌بینی خود به دنبال معرفت هستی و وجود بوده و به امری قدسی و الهی روی آوردند. در این پژوهش که به روش توصیفی-تحلیلی و با استفاده از منابع کتاب‌خانه‌ای صورت گرفته به تطبیق فکری و محتوایی دیدگاه عرفانی مولوی و اکهارت پرداخته، با توسل به تمثیل‌های موجود در مثنوی و سئوالات پاریسی در خصوص همانندی اندیشة مولانا و اکهارت به این نتیجه رسیده است که اشتراکات فراوان و تفاوت‌های عرفانی این دو عارف هم‌عصر از دو دین مختلف را بسیار به هم نزدیک نموده است.