بررسی بازتاب سماع، در آیینه عرفانِ سنایی، عطّار و مولوی با رویکرد شریعت

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری گروه زبان وادبیات فارسی، واحد بروجرد، دانشگاه آزاد اسلامی، بروجرد، ایران.

2 استادیار، گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد بروجرد، دانشگاه آزاد اسلامی، بروجرد، ایران

3 استادیار، گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد بروجرد، دانشگاه آزاد اسلامی، بروجرد، ایران

doi
10.22126/ltip.2024.11100.1295
چکیده

عرفان، نگرشی هنرمندانه به جهان هستی و عبادت عاشقانة خداوند به عنوان معشوق ازلی، ابدیست. از آغاز شکل‌گیری تصوّف و عرفان در فرهنگ اسلامی بسیاری از آداب، مقدّمات، مبانی و اصطلاحات، میان اهل طریقت و متشرّعان مورد مناقشه قرار گرفته است. اگر چه، مدّعیان شریعت و طریقت همواره بر آن بوده‌اند که به حقیقت واصل شوند، امّا گاه، اختلافات دینی، فرقه‌ای و حتّی فردی، موجب گردیده است که از حقیقت به دور افتند. از جمله مواردی که بر آن‌ها اجماع صورت نپذیرفته، مقامات، احوال، ذِکر و سماع است. سماع در میان سالکان طریقت و روندگانِ شریعت، همواره مورد اختلاف بوده است و در طول تاریخ تصّوف و عرفان، هرگز به توافق نرسیده‌اند. این پژوهش به روش توصیفی ـ تحلیلی، با مراجعه به اسناد و منابع معتبر کتابخانه‌ای، بازتاب سماع را از دیدگاه عارفانه سنایی، عطّار و مولوی مورد بررسی قرار داده و به این نتایج دست یافته است که سنایی، با پیروی از اندیشه‌های عالِمان شریعت، سماع و شور و حال را ناپسند دانسته و به تقبیح آن پرداخته است. امّا عطّار و مولانا به پیروی از اهل طریقت، سماع را همانند مستحبّات دینی، مورد اقبال قرار داده و بر این باور بوده‌اند که سماع، به شرط پرهیز از ابتذال و بی‌اخلاقی، می‌تواند موجب تقرّب گردد. دیگر این که اگر سماع با «حال» همراه باشد، باعث ارتقاء روحی و نشاط درونی سالک می‌گردد و چنانچه با متعلّقات حرام و شایبه‌های هوس آمیخته گردد، موجب غَلَیانِ دیو شهوت خواهد شد.