مطالعه انتقادی «ادبیات پدری» و تفسیر اشاری در مثنوی معنوی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران.
2 استاد، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران.
3 دانشیار، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران
4 استاد،گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران.
doi
10.22126/ltip.2025.11147.1301چکیده
نوشتار حاضر تلاش دارد با ابتنا بر تفکر انتقادی، سطوح مختلف فهم مولوی را از تفسیر بررسی کند و جهان آگاهی های او را در دو بخش ادبیات پدری(تفسیر ارشادی) و ادبیات عرفانی(تفسیر اشاری) تحلیل نماید. از همین رو، با روش توصیفی- تحلیلی و با تکیه بر مستندات کتابخانهای به مطالعة فهم این فقیه و خطیب متقدم، و عارف شعرگرای متأخر از تفسیر قرآن پرداخته، ضمن بازخوانی سلوک فهم مولوی؛ برای نخستین بار به تبیین اختلافات قهری و ابعاد مشترک تفسیر ارشادی و اشاری در مثنوی معنوی اقدام نموده است. چنین پژوهشی علاوه بر روشن ساختن زوایا و آشکار کردن خفایای آثار ادبی با مشکات قرآنی، سبب نزدیکی مطالعات بین رشته ای شده، موضوعات و مؤلفه هایی تازه برای پژوهش را فراهم می آورد که شمولشان میتواند نگرشهایی متنوع از فهم و تفکر را خلق کند. نتیجه پژوهش نشان میدهد علیرغم اختلافهای ساختاری میان جهانآگاهیهای ادبیات پدری و تفسیر اشاری، در نگاه فرایندی عارف به میانجیگری تفسیر ارشادی است که با تفسیر اشاری آشنا میشود و به مدد نفس ناطقه و گوش جان به مرتبه استعلایی فهم راه مییابد. عمده ترین برآیند این مرتبه از فهم: ذهنیت باز، انعطاف پذیری، توجه به مخاطبمحوری، گفتمانسازی، تفکر واگرا، فهم در قالب زندگی، هرمنوتیک تمثیلی، عدم قطعیت معنا و توانایی در پرسشگری است.