کاربست رویکرد مدلسازی ساختاری تفسیری در ارائۀ مدل مفهومی مبانی اخلاق در مدیریت راهبردی تولید از دیدگاه اسلام
نویسندگان
1 استاد دانشکدۀ علوم اقتصادی و اداری، دانشگاه مازندران
2 دانشجوی دکترای مدیریت تولید و عملیات، دانشکده علوم اقتصادی و اداری دانشگاه مازندران و عضو هیئت علمی پژوهشکده سیاستپژوهی و مطالعات راهبردی حکمت
3 دانشجوی دکترای مدیریت تولید و عملیات، دانشکده علوم اقتصادی و اداری دانشگاه مازندران و عضو هیئت علمی پژوهشکده سیاستپژوهی و مطالعات راهبردی حکمت
doi
چکیده
هدف: در دنیای امروز مسئلۀ تولید در راستای بهرهگیری بهینه از امکانات و منابع به منظور ارائۀ خدمات و تولیدات بیشتر است. مسئلۀ این پژوهش پاسخ به این سؤالات است که: آیا در تولید محصولات، ابعادی مانند توجه به جامعه، مشتری، محیط زیست، قدرت خرید مردم، نیازهای واقعی جامعه و... مدّ نظر قرار میگیرند؟ مؤلفههای مورد توجه اخلاق اسلامی در حوزۀ مسائل مربوط به تولید چیست؟ ارتباط این مؤلفهها با یکدیگر چگونه است؟ که در نهایت، با هدف طراحی مدل مفهومی «اخلاق اسلامی در تولید» بر اساس آموزهها و تعالیم دینی یکپارچهسازی شده است. روش: در طراحی مدل، از رویکرد مدلسازی ساختاری- تفسیری استفاده شده است. پس از استخراج مفاهیم اولیه از متون معتبر دینی همچون: قرآن، نهجالبلاغه و دیگر کتب روایی، مؤلفههای مذکور در ماتریسهای مقایسۀ زوجی به 10 نفر از خبرگان صاحبنظر در دو رشتۀ معارف اسلامی و مدیریت تولید و عملیات که به صورت غیرتصادفی هدفمند انتخاب شدند، ارائه شد. یافتهها: یافتههای پژوهش در قالب مدلی متشکل از ده معیار و در پنج سطح با تعیین ارتباط بین مؤلفههای مستخرج ارائه شده است. نتیجهگیری: نتایج نشان میدهد اگر تعالیم اسلامی در رابطه با تولید درونی شوند، میتواند مبنای مناسبی در اختیار مدیران به منظور تغییر نگرش و رفتارهای اخلاقی آنها در عرصۀ تولید قرار دهد