نامآواها در گفتمان: رویکرد کاربردشناسی واژگانی مبتنیبر نظریه تناسب
نویسندگان
1 استادیار، گروه زبان و ادبیات انگلیسی، دانشکدة ادبیات و علومانسانی، دانشگاه یاسوج، یاسوج، ایران.
doi
10.22126/jlw.2025.11649.1810چکیده
اگرچه نامآواها از جهانیهای زبانی به شمار میروند، این عناصر آوایی تاکنون کمتر مطالعه شدهاند. در پژوهشهای محدودِ پیشین، بیشتر بر تعریف نامآواها و ویژگیهای صوری و ساختاری آنها تأکید شده است؛ بررسی ابعاد معناشناختی آنها نیز بهطور عمده در چارچوب معنیشناسی و با رویکرد نمادگرایی آوایی و برپایة فرضِ وجود رابطهای نظاممند بین صورت و معنای نامآواها انجام شده است. در پژوهش حاضر، نامآواها، بهدلیل ظرفیت انتقال معانی متفاوت در فرایندِ ارتباط، پدیدههایی کاربردشناختی تلقی شدهاند. این پژوهش با هدف تحلیل نامآواهای زبان فارسی در چارچوب رویکرد کاربردشناسی واژگانی مبتنیبر نظریة تناسب انجام شده است تا مشخص شود که نامآواها دقیقاً چه نوع محتوا یا مفهوم را رمزگذاری میکنند و معنای موردنظر گوینده از کاربرد نامآواها در بافت گفتمان چگونه بازیابی میشود. دادههای پژوهش پیشرو نیز از فرهنگ نامآواها در زبان فارسی (وحیدیانکامیار، ۱۳۷۵) استخراج شدهاند. براساس تحلیل دادههای گردآوریشده، عناصر نامآوا همواره معنای زبانی رمزگذاریشدة مشخص و ازپیشتعیینشدة خود را منتقل نمیکنند، بلکه لازم است معنای آنها در بافت گفتمان بازیابی شود. بهبیان دیگر، تعبیر نامآواها و دستیابی به معنای موردنظر گوینده از کاربرد نامآواها در گفتمان، مستلزمِ فعالشدن فرایند ساخت مفهوم موقعیتی است. برونداد این فرایند، مفهومی موقعیتی است که با درنظرگرفتن بافت و دیگر سازههای پارهگفت و در جستوجوی تناسب شکل میگیرد و با گسترش، کاهش یا همزمان گسترش و کاهش واژگانی معنای زبانی نامآوا همراه است.